راز قوانین زندگی – گام اول

(40 بررسی مشتری)

1,900,000 تومان

تکرار و تکرار و تکرار است که استاد را می سازد

راز قوانین زندگی – گام اول

وقتی صحبت از راز قوانین زندگی می شود شاید خیلی از ماها بدنبال چیزی عجیب و غریب باشیم و انتظار شنیدن چیزی خیلی فراتر از فهم و درک خودمون رو داشته باشیم یا به این بیندیشیم که چگونه میتوانیم آن راز را کشف کنیم و یا با آن روبرو شویم.

شاید چنان هیجانی برای شنیدن آن راز داریم، که فکر می کنیم آیا قراره چه چیزی بشنویم! این هم بر میگردد به همان الگوهای ذهنی که اینقدر با محدودیت های گوناگون شکل گرفته و ندانستن و آگاه نبودن از هر چیز ساده ای رو یه راز می دونیم.

کما اینکه اون یک راز نیست بلکه اون یک علم یا دانش است که ما تا بحال اونرو نیاموخته ایم یا چیزی در موردش نشنیده ایم.

در دوره راز قوانین زندگی مطمئنا حرف ها و چیزهایی را می شنوید که در طول عمرتان هیچ معلمی، هیچ بزرگی، هیچ استادی این مدل صحبت ها و آگاهی ها رو بهتون نگفته است! دلیل راز بودنش هم همین است که کاملا متفاوت، جدید و خاص هست!

امروزه از زمانیکه اینترنت وارد جهان شده است، سپس از طریق اپلیکیشن های گوناگون به خانه های ما راه پیدا کرده و در اختیار ما قرار گرفته و تمام زندگی ما را در بر گرفته است متوجه شدیم که چقدر سالهای سال بخاطر ناآگاهی و یا ندانستن علم خیلی چیزهای ساده، جزئی، ریز، پیش پا افتاده، کوچک و معمولی خودمان را زجر داده یم و یا سختی کشیده ایم.

تمام آنچه بعنوان ابزار برای بهتر و راحت تر انجان شدنِ کارهای مان و لذت بردن از زندگی مان نیاز داشته ایم را به رایگان و در دسترس داشته ایم. فقط شاید کمی آموزش، خلاقیت، تفکر، جستجو یا مطالعه میتوانست هزاران بار راه ما را برای دستیابی به بهترین ها در زندگی مان نزدیک تر و راحت تر کند.

اما ما از آن بی اطلاع یا محروم بوده ایم و بدلیل همین بی اطلاعی تاوان و بهاء سنگینی را پرداخت کرده ایم و شاید بنوعی همیشه لقمه را دور سرمان چرخانده و با سختی آنرا در دهانمان قرار داده ایم.

این عدم آگاهی بوده است که به مرور زمان در ما این باور را شکل داده که باز کردن گره های زندگی و حل مسائل زندگی، هرچند کوچک، کاری بس دشوار و طاقت فرساست و این الگوهای ذهنی محدود در تمام جنبه های زندگی ما رخنه کرده و تاثیر بدِ خودشان را گذاشته و ما را تا سرحد تاریکی و تنگنا در محاصره خود قرار داده اند.

بطوریکه امروزه اگر کسی به ما بگوید زندگی قشنگ است و زیبا، ما نمی توانیم آنرا باور کنیم، چون از بدو تولدمان تا به هم اکنون چیز دیگری را شنیده ایم و چیز دیگری را باور کرده ایم و چون آنطوری باور کرده ایم طبق قانون چیز دیگری را تجربه کرده ایم.

اگر کسی به ما بگوید خوب زندگی کردن، ثروتمند بودن، سلامت بودن و خوشبخت بودن خیلی خیلی راحت و آسان است و حتی یک امر طبیعی، عادی و خدادادی است ما نمی توانیم آنرا باور کنیم.

چون در گذشته چیزهای دیگه ای را شنیده ایم و بر اثر تکرار این شنیده ها چیزهای دیگه ای را باور کرده ایم و بخاطر آن باور کردن هاست که امروزه همان ها را تجربه  می کنیم چون تجربه های امروزمان حاصل و ثمره ی باورهای گذشته مان است و آنچه هم امروزه مشاهده و تجربه می کنیم مهر تاییدی است بر این که ما درست می گوییم و حق هم با ماست!

بنابراین، این نداستن، آگاه نبودن و عدم درک ما از جهان، قوانین جهان، خداوند و قوانین زندگی تبدیل شده است به یک پدیده کمیاب، نایاب و یا یک راز دست نیافتنی!

وقتی وارد دنیای مجازی میشویم و هر روزه فیلم ها و مستنداتی از خلاقیت ها و قدرت های بی حد و مرز انسان ها، در گوشه کنار دنیا، با هر نژادی، با هر قبیله ای، با هر مذهبی، با هر طرز تفکری،  با هر رنگ پوستی، با هر قیافه و ظاهری یا با هر سن و سالی مشاهده میکنیم که حتی با دیدنشان هم نمی توانیم آن ها را باور کنیم،

شاید در آن لحظه به این فکر کنیم که آنها افراد یا انسان هایی هستند خاص و یا فراتر از یک انسان معمولی که چنین قدرت ها یا توانایی هایی را در خود دارند، یا شاید آنها از یک سرزمین یا سیاره دیگری به اینجا آمده اند که اینهمه با ما فرق دارند و برایمان تعجب آور است از اینکه یک انسان اینهمه قدرت و توانایی دارد.

اما نه!!! هیچکدام از اینها نیست

همه ی این انسان ها، انسان هایی هستند شبیه من و شما که فقط و فقط خودشان و قدرتشان را باور کرده اند و به آنچه ندای درونشان که همانا حرف و سخن خداست و قلبشان که راهنمای اختصاصی زندگی شان است، توجه و عمل کرده اند،

حتی اگر در ابتدای کارهمه ی مردم با ایده ها و کارهایشان مخالف بوده اند آنها با ایمان به خودشان و خدای درون شان سرانجام کارهایی را انجام داده اند که ما حتی با مشاهده کردن و دیدن صحنه های واقعی آن ها هم نمیتوانیم آنها را باور کنیم! واقعا چرا؟

چون آنچه ما از انسان بودن، از قدرت انسان، از زندگی، از دنیا، از خداوند، از طبیعت و از هزاران چیز دیگر … شنیده ایم، فهمیده ایم، درک کرده ایم و یا باور کرده ایم، حتی نزدیک به آنچیزی نیست که واقعیت جهان واقعی است. به همین دلیل ساده، ما حتی مشاهدات خلاف عقایدمان را یا باور نمی کنیم یا آن را راز یا جادو میدانیم یا حتی معجزه!

کما اینکه همه ی اینها یعنی هم راز هم جادو و هم معجزه پدیده های طبیعی زندگی هستند که بواسطه انجام یکسری اصول و قوانین خاص اتفاق می افتند، نه راز هستند، نه جادو و نه معجزه!  در دوره راز قوانین زندگی مفصل در مورد آن صحبت میکنیم.

ما بخاطر همین باورهای کهنه، قدیمیِ و محدودِ ذهنی که بیشتر آن هم ناخواسته، ناآگاهانه، واگیری و موروثی به ما انتقال پیدا کرده و یا به هر دلیلی در ما ایجاد شده و سالهای سال و یا نسل ها تکرار و تکرار و تکرار شده،

آنقدر به درست بودن، مطلق بودن یا حقیقت بودن آنها باور داریم که حاضریم سختی و زجر بکشیم، بیمار بشویم، فقیر بمانیم، بدبخت باشیم و حتی بمیریم ولی دست از آن اعتقادات و باورهای بی پایه و اساس مان دست بر نداریم. و به دلیل وجود همین باورهای مخرب در ذهن مان، نمی توانیم از جایگاه همیشگی مان کمترین حرکتی بکنیم.

آنقدر به تعصبات، عقاید و پیمان های نادرستی که با خودمان، یعنی با ذهن خودمان بسته ایم اصرار داریم و به آن چسبیده ایم که حتی در مقابل مشاهده آنهمه زیبایی ها، قدرتها، ثروت ها و خوشبختی ها باز هم واکنش منفی نشان می دهیم، مقاومت می کنیم، مخالفت می کنیم و پذیرش آنرا نداریم، حتی آنرا غیرممکن و غیر واقعی میدانیم.

چون  نمی توانیم باور کنیم یا نمی خواهیم قبول کنیم که: نه تنها این انسان ها، انسان هایی شبیه به ما هستند که اینهمه قدرت و توانایی دارند، بلکه در برخی موارد حتی آنها از ما کم حافظه تر، کم هوش تر و یا کم استعدادتر نیز هستند و اینکه ما هم تمام آن قدرت ها، پتانسیل ها، خلاقیت ها و توانایی های آنها را داریم، بلکه هم بیشتر از آن را داریم و میتوانیم کارهایی بس بزرگتر و یا فراتر از آنچه مشاهده می کنیم و نمی توانیم باور کنیم نیز انجام دهیم.

همه ی انسانها بدون استثناء این خلاقیت ها، نیروها و قدرت ها را در خودشان دارند، این نیروهای شگفت انگیزِ انسان در وجود او پنهان هستند و فقط منتظر اجازه شکوفا شدن و باور کردن از سمت خودِ فرد یعنی خودِ من و خودِ شما هستند تا برای شکوفا شدن و برای درخشیدن بپا خیزند و قیام کنند.

تنها چیزی که مانع آن شکوفایی ها، آن درخشش ها و آن قیام ها می شود همان باورهای شخص هستند که بخاطر شنیده های محدود و تکراری از گذشته های دور تا به هم اکنون در او همچون سنگ و سیمان سفت و محکم شده اند و تبدیل به اعتقادات و باورهایی شده اند که حتی در برخی موارد ما حاضریم بمیریم و از آن اعتقادات و عقایدی که ما و زندگی مان را نیست و نابود کرده اند دست بر نداریم.

غافل از اینکه این باورها و اعتقادات فقط یک مشت شنیده ها و گفتارهایی هستند که نظرات یا اعتقادات یکسری انسان دیگر بوده اند و با تکرار مداوم در کنار گوش ما در محیطی که در آن زندگی میکرده ایم در من  و شما رسوخ کرده و شکل گرفته اند و میتواند همه ی این باورها یا بخش عظیمی از آنها نادرست و غلط باشد!

اگر ما پذیرش این را داشته باشیم و این قضیه را بپذیریم و باور کنیم که همه زندگی ما به واسطه باورهای ما ساخته و شکل می گیرد هر چه داریم و نداریم حاصل باورهای ماست و این باورهای ما چیزی نیستند جز شنیده های تکراری که سالهای سال توسط دیگران، یعنی (خانواده، دوستان، محل زندگی، مدرسه، دانشگاه، تلویزیون و فیلم هایی که نگاه کردیم، جامعه، مذهب و آدم هایی که بیشتر با آنها بزرگ شدیم) در کنار گوش ما تکرار و تکرار و تکرار شده اند

و ما در اثر شنیدنِ زیاد آنها، با آن حرف ها چه درست و چه نادرست دوست شده ایم، انس گرفته ایم و آنها را پذیرفته ایم و باور کرده ایم، و اکنون هم شدیدا هم به آن باورها باور داریم و در حال حاضر هم هر چیزی در زندگی مان داریم یا هر چیزی که اکنون مشاهده می کنیم یا تجربه می کنیم جملگی نتیجه، محصول و ثمره همان باورهاست، شاید بتوانیم تصمیم دیگری بگیریم.

یعنی اگر هم اکنون زندگی ما در جهتی در حرکت هست که ما نمی توانیم طعم واقعی خوشبختی را بچشیم یا یک زندگی رضایت بخش به همراه ثروت، سلامتی و رابطه عاشقانه که حق طبیعی و خدادادی هر انسانیست را تجربه کنیم،

باید به چیزی شک کنیم و بپذیریم که شاید جایی در گوشه کنارهای ذهن مان ما به چیزی باور داریم یا چیزی را پذیرفته ایم که اکنون باعث توقف زندگی مان شده یا اینکه مانع رسیدن ما به آن حق الهی مان در زندگی شده است.

باید به این فکر کنیم که میتواند شنیده ها و باورهای ما در آن حوزه ای از زندگی که نمی توانیم در آن رشد کنیم یا سلامت زندگی کنیم نادرست باشد. زمانیکه ما با آگاهی کامل این ضعف یا این مرحله را پذیرفتیم و به خودمان اعتراف کردیم که من یک انسان در حال تکامل هستم و می توانم اشتباه کرده باشم

یا می توانم همیشه آنقدر اشتباه کنم تا به حقیقت برسم، آغاز یک تحول و اولین گام به سمت آگاهی و کمال را برداشته ایم و یا به نوعی به خودمان و به ذهنمان اجازه شنیده های جدید و متفاوت که باعث ایجاد امید، انگیزه و شور و اشتیاق در ما می  شوند و ما را از آن بند اسارت ذهن مان رها می سازند را داده ایم و این خبر خوبیست!

بعد از این تصمیم، زمانیکه قدم در مسیر شناخت و آگاهی بگذاریم و اندک آگاهی را پیدا کنیم یا به گونه ای کمی گوشه ی چشم مان روشنایی اندکی را از واقعیت ها مشاهده کند،

ممکن است در ابتدا آنقدر حسرت بخوریم که چرا سالهای سال من نتوانستم این چیزهای به این سادگی را یاد بگیرم تا بتوانم ساده، راحت، عالی و با عشق زندگی کنم و اینقدر بخاطر نداستن کمترین ها، جزئی ترین ها و ساده ترین چیزهایی که میتوانست بیشترین، بالاترین و بهترین تاثیرات را در زندگی من بگذارد، عمری خود و زندگی ام را به فنا داده و نابود کرده ام.

چیزهایی که آنقدر ساده اند که از سادگی شان نمی توانیم باورشان کنیم. نمی توانیم باور کنیم که با انجام دادن همین کارهای ساده آنهمه نتایج خوب و عالی را در زندگی ما بوجود می آورند و خود و زندگی ما را دگرگون می کنند..

داستان رسیدن به یک زندگی خوشبخت و رویایی از همینجا، از همین ابزارها و از همین کارهای بسیار ساده ای که هیچ کسی توجهی بهشون نداره و بهشون اهمیت نمیده آغاز میشود. ما اگر زندگی خوبی را تجربه نمی کنیم در واقع داریم چوب نداستن و یا باور نکردن همین کارهای ساده را میخوریم!

خوب زندگی کردن بیش از تصورمان ساده است، آنچه اکنون در اینجا برای رسیدن به این زندگی راحت و عالی مانع ما می شود و کار سختی هم هست که آنرا باور کنیم، باور کردن همین یک جمله است، که: «عالی زندگی کردن راحت است»!!!

سخت ترین قسمت کار همینجاست که ما نمی توانیم همین یک جمله را باور کنیم که: عالی زندگی کردن راحت است. و اگر شما بتوانید همین جمله را قبول کنید و بپذیرید نیمی از راه را پیموده اید.!

در اینجا و در دوره راز قوانین زندگی ما اول سعی داریم به شما بگوییم آنچه که هم اکنون شما در زندگی تان دارید و ندارید، آنچه خوب است و آنچه بد، آنچه شاد است و آنچه غم، آنچه کم است و آنچه زیاد، همه و همه و همه کار دستِ خودِ شخص شماست! یعنی کار همان افکار و باورهای خود شخصِ شماست و افسار کنترل آن و تغییر آن هم در دستِ خودِ شماست.

اگر این را باور کردید و پذیرفتید بعد میریم سراغ مرحله بعدی که حالا چاره کار چیه؟ یا راه حل چیه؟ یا راز بازگردانی این زندگی پر از مشکل و بدبختی و بیماری به یک زندگی شیرین، دوست داشتنی، سلامت، پراز عشق، پر از فراوانی و پر از لذت و خوشبختی چیه؟

در چند جلسه ابتدایی این دوره سعی می کنیم شما رو متوجه، کم کاری ها، اشتباهات خواسته یا ناخواسته، باورهای نادرست و چیزهایی که نتیجه امروز زندگی تان حاصل آنهاست، کنیم و چنانچه شما آنرا پذیرفتید، در جلسات بعدی و یا در گام های بعدی شروع به آموزش اصول و قوانین زندگی، که همان یادگیری قوانین بدون تغییر خداوند یا قوانین بدون تغییر جهان هستی برای کیفیت دادن هرچه بیشتر به زندگی و رسیدن به هر آنچه که آرزویش را دارید می باشند می کنیم.

 

با بودن در دوره جامع راز قوانین زندگی و ادامه دادن به یادگیری و آموزه های اینجا، زندگی ای را تجربه می کنی که هرگز تصورش را نکرده بودی و حتی شاید هیچوقت نمیدانستی که میشود اینطوری هم زندگی کرد!

اینقدر راحت، اینقدر آزاد، اینقدر سلامت، اینقدر آرامش، اینقدر ثروت، اینقدر رابطه عاشقانه ی کم نظیر، اینقدر خوشحالی و شادی، اینقدر حس خوب، اینقدر دوستای خوب و اینقدر خوشبختی!

بعد تعجب میکنی واقعا چرا اینهمه سال خودت رو زجر دادی، اذیت کردی، سختی کشیدی دربدری کشیدی، بی پولی کشیدی، عصبی بودی، مریض بودی، بدبخت و بیچاره بودی، التماس بقیه رو میکردی که دوستت داشته باشن، التماس میکردی که از کار اخراجت نکنن، بدنبال پارتی بودی، التماس میکردی که استخدامت کنن، التماس میکردی که باهات ازدواج کنن یا ترکت نکنن، التماس میکردی که از دارایی شون یه ذره هم به تو بدن و دائم کاسه گدایی دستت بوده و در حال التماس به این و آن برای رسیدن به خواسته ها و نیازهات!

با یادگیری این اصول و قوانین و عمل به آنها، همه موارد نادلخواه به مرور از زندگی تو حذف و دود میشوند. به شکلی باور نکردنی عشق، دوست داشتن و محبوب بودن رو تجربه میکنی! حالا دست نیافتنی میشی! حالا التماست میکنن، حالا برای دیدنت وقت میگیرن، حالا تو دارای ارزش ها و توانمندی هایی شدی که کمتر کسی اون ارزشها و اون توانمندی هارو داره یا بلده … الان تو تبدیل به یک ستاره شدی که می درخشی، و بقیه آرزوی رسیدن به تو و یا در کنار تو بودن رو دارن.

دیگه دنبال تکیه گاه نمیگردی که حواسش بهت باشه و خودت تکیه گاه هزاران نفر دیگه هم میشی، حالا دنبال وام نیستی خودت به بقیه هم وام میدی، حال دنبال پارتی نیستی خودت پارتی هزاران نفر دیگه هم میشی، حالا التماس کسی رو نمیکنی برای انجام کاری، اما هزاران نفر التماست میکنن برای انجام هزاران کار، و حالا تو به معنای واقعی کلمه، خوشبختی! چه کسی بخواهد چه کسی نخواهد، چه کسی خوشش بیاید، چه کسی خوشش نیاید. تو تبدیل شدی به یک دُر و الماس گرانبها !!!

همه چی باور است

تمام آنچه ما در زندگی مان دست نیافتنی و غیرممکن میدانیم، همگی ریشه در افکار و باورهای ما دارند و وقتی ما بر روی این باورها کار کنیم و آنها را به شکلی که دلمان می خواهد تغییر دهیم، زندگی ما تبدیل می شود به همان چیزی که ما دلمان می خواهد و این یک قانون هست و انجام و عمل به این قوانین برای همه میسر و برای همه نتیجه ای یکسان را در بر دارد چون این قوانین هرگز تغییر نمی کنند،

و همیشه برای همه در دسترس است و تمام آنچه نیاز و سرمایه تو برای استفاده از این قوانین هست یک فکر است که آنرا هم به لطف خدای مهربان داری. با دادن برنامه درست  به این فکر بصورت آگاهانه، آنچه را میخواهی در ذهنت میسازی، سپس در زندگی آنرا مشاهده و تجربه می کنی. و این همان چیزیست که خیلی از ماها به آن میگوئیم راز یا حتی در برخی موارد خیلی فراتر میگوئیم معجره !!!

این راز و این معجره فقط دانستن و آگاه شدن از یکسری قوانین و اصل است که وقتی آن را بیاموزی و بهشون عمل کنی میتوانی کاری انجام دهی غیرممکن و غیر قابل باور که از نظر بقیه فقط میتواند یک راز یا یک معجزه دیده شود. حال آنکه کلید این معجرات دانستن و عمل کردن به یکسری قوانین خاص هست و بس!!!

سخن من با تو

دوست عزیزم، من بعنوان کسی که تمام زندگی ام رو بواسطه دونستن همین قوانین و هدایت نیرویی که از طریق همین قوانین  بدست آورده ام، توانسته ام به غیرممکن ترینی هایی دست پیدا کنم و تجربه شان کنم که فقط میتوانند معجزه باشند.

من با تجربه زیادی که دارم به این نتیجه رسیده ام که فرصت ها همیشه از درِ پشتی و بصورت حیله گرایانه وارد زندگی و مسیر ما آدم ها میشوند. یعنی هر چیزی که ما در زندگی خواستار رسیدن به آن هستیم مرحله شروع و یا آغازش از طریق یک فرصت و گرفتن آن فرصت و سپس فرصت های بعدی و بعدی تا مرحله شکل گیری آن خواسته می باشد و به یکباره و یا با شانس و اقبال هیچ چیز اتفاق نمی افتد.

پیشنهاد ما برای شما: دوره الهام بخش راه رسیدن به رویاها

رسیدن به همه چیز با گرفتن فرصت ها آغاز میشود. بنابراین میتوانی اون فرصت هارو جدی بگیری و اونها رو بقاپی و تبدیل شون کنی به اونچیزی که میخوای، یا میتونی هم بی تفاوت از کنارشون رد بشی و با بهانه های همیشگی مثل: حالا نمیشه، حالا وقتش نیست، باشه بعدا، شرایطش رو ندارم، پولش رو ندارم، قیمتش زیاده، چه معلوم درست باشه، من باور نمی کنم و هزاران چیز دیگه که همشون ریشه در همون افکار و باورهایی که قبلا صحبتش رو کردیم دارند،

باز هم این فرصت از دست بدی و اونرو بندازی عقب و تنبلی، ترس و کم کاری خودت رو با این عبارت ها توجیح کنی و در سالهای بعد مجددا بشینی و حسرت بخوری و باز هم مثل همیشه برای توجیح خودت بگی این هم از بدشانسی من بود یا اینکه خدا نخواست و یا …  

شاید الان هرگز ندونی و نفهمی چه چیزهایی در آینده در انتظارته، این چیزیه که من هم اون رو نمیدونم، اما یه چیزی رو خیلی خیلی بهتر از خیلی ها میدونم و اون اینه که معجزات خداوند، دستمزدها و پاداش های او همیشه بعد از اقدام کردن و دست به عمل زدن آشکار میشن و خودشون رو نشون میدن. (این هم بخشی از همین قوانینی است که در دوره راز قوانین زندگی آنرا یاد میگیری).

چون وقتی تو اقدام یا عمل میکنی در واقع به خدا احترام گذاشتی و به او اعتماد کردی، چون عمل تو نشانه ایمان توست و بی عملی تو نشانه ترس و بی ایمانی توست. وقتی ازش پول زیاد میخوای، وقتی ازش سلامتی بی نهایت میخوای، وقتی ازش خوشبختی و عشق بی حد و مرز رو میخوای ، وقتی ازش ثروت نامحدود رو میخوای، وقتی ازش زندگی رویایی رو میخوای، وقتی  ازش غیرممکن ترین هارو میخوای معلومه که بهش اعتماد خوبی داری و روی قدرت نامحدودش حساب کردی و اون رو لایق و شایسته خدایی دونستی که همچین چیزای بزرگی ازش خواستی!

با چنین باوری اون خدای بی نهایت هرگز تو رو دست خالی بر نمیگردونه، چون تو با رفتارت که همون عمل کردن باشه  ثابت کردی که بهش ایمان و اعتماد داری! اما زمانیکه کاری رو انجام نمیدی و فقط حرفش رو میزنی، یا چیزای کوچک و ریز میخوای، دنبال ارزونی هستی، دنبال بی ارزش ترین ها هستی، در واقع تو به اون خدای بزرگ اعتماد نداری، خدای تو خدایی ناچیز، کوچک و خیلی ناتوان است! چون اگه باورش داشتی و میدونستی برات نتیجه میاره حتما انجامش میدادی و بهش عمل میکردی! فهمیدن این جمله خیلی ساده است اما عمل به آن کمی دشوار.

در دوره راز قوانین زندگی در مورد خداوند و قوانین خداوند چیزهایی را میشنوی و میفهمی که در تمام طول عمرت حتی یه ذره هم ازش به گوشت نخورده!

اگر خواستار بیدار شدن، آگاه شدن و عالی زندگی کردن هستی، دوره جامع راز قوانین زندگی و دوره الهام بخش راه رسیدن به رویاها برای تمام عمرت کافیست!

__________________________

ما بر این باوریم که قرار گرفتن این مطالب و خوندن اونها توسط تو دوست عزیز بی دلیل و بی ربط با خواسته ات نیست و این می تواند یک نشانه خوب از طرف خداوند برای تو باشد.

شاد باشی

 

ویژگی های محصولات سفارشی:

  1. تمامی محصولات سفارشی بصورت مادام العمر برای دانشجویان دوره ها، از آپدیت برخوردار هستند.
  2. نتایج محصولات بدون شک قطعی هستند، چنانچه نتیجه دلخواه را نگرفتید، کم و کاستی را در خودتان جستجو کنید.
  3. شما با تهیه یک محصول همه ی آگاهی های مورد نیازت رو بدست نمیاری، هر محصول به اندازه خودش تاثیرگذار است، نه بیشتر!

 

چگونه بهترین نتایج را از محصولات بگیریم؟

  1. بصورت دائم و مکرر فایل ها را گوش کنید.
  2. به تمام آنچه از شما خواسته شده است، مخصوصا در فایل تعهدنامه، عمل کنید.
  3. به نشانه ها توجه کنید و آن ها را بعنوان سرنخ دنبال کنید.
  4. همه چی تدریجی و آرام اتفاق می افتد، از شتاب کردن و رد شدن از تمرینات خودداری کنید.
  5. در ابتدا ممکن است شاهد اتفاقات جدید و معجزه واری در زندگی تان باشید، هیجان زده نشوید و احیانا توهم دانستن هم نزنید. ( تجربه های ما و دوستان نشان داده است انسان خیلی زود متوهم میشود و در همان ابتدا این احساس که کل قاعده بازی را یاد گرفتم به او دست می دهد، فریب می خورد و مسیر را رها می کند) هوشیار باشید.
  6. خودتان را با هیچ کسی مقایسه نکنید، فقط با دیروز یا ماه قبل خودتان مقایسه کنید و متوجه رشدتان باشید.
  7. تا قدم اول را بر ندارید و کارهای قبل را انجام ندهید، کارهای بعد را نمی دانید.
  8. هر کجای صحبت هایی که می شنوید مقاومت بیشتری داشتید، آنجا را بیشتر کار کنید، آنجا همان نقطه نگه دارنده شماست که باید رفع شود.

امتیاز و دیدگاه شما را دوست داریم، به رشدمان کمک می کند

40 دیدگاه برای راز قوانین زندگی – گام اول

  1. مریم ایرانمنش

    مریم ایرانمنش (خریدار محصول)

    به نام خالق عشق و زیبایی
    گام اول راز قوانین زندگی، فونداسیون بسیار محکمی برای ساختمان آگاهی من ساخت.

    صحبت درباره خداوند، خداوند یکتا، مهربان، بخشنده، همان خدایی که ما را آفرید، از روح خود در ما دمید، همان خدایی که دوست دارد ما را در شادی، لذت، آرامش و خوشبختی ببیند!

    خدای حقیقی!
    نه خدایی که بر طبق باورهای اشتباه یک سری آدم های ناگاه به ما معرفی شده بود و نه خدایی که برای سوء استفاده از ما به ما معرفی شده بود! و نه خدایی که ما را می سوزاند و عذاب می کند و نه خدایی که در دوردست هاست، در آن بالا بالاها، آن جایی که دست هیچ بشری نمی رسد!
    نه نه …. آن خدا، خدای دروغین بود، به قول پی کی شماره اشتباهی بود.

    خدای حقیقی اینجاست در سایت استاد ضیاء عزیز، در فایل های رایگان و دوره های سفارشی ایشان، در دوره راز قوانین زندگی.
    من خدایم را اینجا یافتم و بعد از یافتنش در اینجا، با این خدا دوست شدم، در او حل شدم، با او یکی شدم، و اکنون او در من است و من در او، و ما با هم یکی شدیم و این گونه است که می گوید: از رگ گردن به ما نزدیک تر است.
    و این خدا برای من همه کار می کند، کوچک و بزرگ ندارد، دور و نزدیک ندارد، سخت و آسان ندارد، به من می گوید بخواه تا به تو بدهم ولی فقط از من بخواه!

    و این چنین در این دوره ارزشمند، من یکتاپرستی را آموختم و شالوده ام محکم شد و سپس به یادگیری دیگر قوانین کیهانی پرداختم و روز بروز آگاه تر شدم، بزرگ تر شدم، آرام تر و شادمان تر.
    و اکنون آن قدر بزرگ و آگاه شده ام که دیگر از اغلب مسائل زندگی ام بزرگ تر هستم و می توانم با استفاده از آگاهی هایی که از این دوره کسب کرده ام، به راحتی مسائل و چالش های زندگی ام را حل کرده و با آرامش از آنها عبور کنم.
    سپاس از استاد عزیزم بابت این دوره بسیار آموزنده و آگاهی دهنده

  2. مریم طیبی

    مریم طیبی

    سلام ودرود فراوان به استاد گرامی ودوستان خوبم
    فایل ۱۰ قوانین خیلی فایل عالی بود درمورد قربانی کردن بود واینکه برای رسیدن به خواسته ها باید ابتدا قربانی کنیم
    وانسان برای رسیدن به خواسته ها ۳راه دارد
    ۱راه گدایان واینکه خواسته ها رو از گدایی به دست بیاریم
    ۲پادشاهان که هرجور که باشه به خواسته خود می‌رسند
    ۳ راه فرهیختگان که همان قربانی کردن است
    در اینجا قربانی کردن دادن سر است ومن آن که دوباره این فایل رو گوش دادم متوجه شدم
    سردادن؛ یعنی ذهنم رو از همه باورها و چیزهایی که مرا به زنجیر می‌کشند رها کنم واز باورهای غلط گذشته دوری کنم‌وبه دنبال برداشت‌های گذشته واتفاقات گذشته نباشم
    قربانی باید متناسب خواسته ها باشد وگرنه پذیرفتنی نیست مثل قابیل که طالب خواسته بزرگ شد اما درحد خواسته قربانی نکرد وپذیرفته نشد اما هابیل با دادن قربانی خود به خواسته خود که رستگاری ومقام بالای انسانی بود رسید
    حال کسی که ار دنیا ملک ومکنتی ندارد باید از خواهش ها وفات درونی خودش قربانی رو بپردازد
    این فایل زیبا منو یاد داستان حضرت یوسف می اندازد .
    حضرت یوسف با دادن قربانی ورنج وتحمل زندان ودوری از خانواده به جایگاه بالای حکومتی وبرپایی حکومت عدل رسید ودر دنیا همه چیز را به دست آورد .
    وزلیخا تا در حد حضرت یوسف قربانی خودش را نپرداخت به حضرت یوسف نرسید زلیخا اول همسر وآبروی خودش را قربانی کرد وبعد املاک ودارایی وزیبایی ولذت های دنیایی خودش را قربانی کرد ودر انتها چون یوسف تسلیم مطلق شد واز اشتباهات گذشته وآیین غلطش دست برداشت وبه مرحله رهایی مطلق رسید واول به خدا وبعد به خواسته اش رسید دقیقا کاری که حضرت یوسف انجام داده بود چون یوسف تسلیم مطلق بود وقربانی خود را داده بود وبه خواسته اش که رسالت وحکومت بود رسید.
    این فایل خیلی نکات زیادی داشت ومن باهر بار گوش دادن لذت‌ها وتجربه ها ودرس هلی زیادی رو میگیرم
    ممنون استاد برای این فایل عالی

  3. مریم طیبی

    مریم طیبی

    ودر ادامه
    درمورد این گفته شد که زمانیکه ما روی خودمون کار میکنیم روح ما تبدیل به لباس سفیدی میشه که هر لکه ای روی اون اثر گذار هست وما در ابتدا باید روی اون کار کنیم تا رفته رفته سیاهی ها رو پاک کنیم ودر ابتدای کار چون باورها درماهنوز شکل نگرفته وما ضعیف هستیم این سیاهی ها هنوز میتونن روی ما اثر خودشو بگذاره وما باید روی خودمون کار کنیم تا آرام آرام تغییر کنیم ووقتی مدار ما بالاتر رفت .کائنات خودش رفته رفته ما رو از مدار سیاهی ها خارج میکنه
    ودرمورد حذف افراد منفی بود که خود کائنات این افراد منفی را از مدار ما خارج میکنه داین کار با تغییر مدار رخ میده
    واگر ما جایی نتوانستیم از محیط خارج بشیم باید مراقب ورودی ها وگوشهای خودمون باشیم ومهمتر از اون از زبان خودمون مراقبت کنم وهمینطور که در کتاب چهار میثاق گفته شد با زبانمان گناه نکنیم
    ووقتی این کارها رو انجام دهیم یعنی عمل کردیم واین کار باعث می‌شود تا مدارمان تغییر کند

  4. مریم طیبی

    مریم طیبی

    سلام ودرود فراوان
    امروز فایل آبدیت رو گوش دادم
    درمورد اینکه به استاد پیشنهاد کاری شد وایشون بواسطه اینکه دوستشون اون پیشنهاد رو دادند وقتی در محیط کار دوستشون رو دیدند واینکه با استاد هم مدار نبودند وباگوش دادن به خبرها واخبارهای منفی چطور ذهنیت ما رفته رفته تغییر میکنه وروح ما از سفیدی به سیاهی تبدیل میشه واین اخبار منفی چطوری میتونن ذهنیت ما رو عوض کنند.
    من خودم خیلی قبل مجله ای رو میخوندم که خیلی توی اون نکات منفی زیاد داشت واین ها رفته رفته مثل باور توی ذن من ریشه کرد ومن اون زمان آگاه نبودم والان متوجه این موضوع میشم .

  5. مریم طیبی

    مریم طیبی

    سلام ودرود فراوان به استاد گرامی ودوستان عزیزم فایل 9 راز قوانین زندگی گام اول ”
    ویس رو گوش دادم درمورد پاسخ استاد به دوتا ازدوستان بود اینکه با ورود به سایت مشکل داشتند واز این طریق استادبه ایشون راهنمایی دادند وراهنمایی ایشون وعمل کردن دوستمون درهمان لحظه باعث شد نتیجه عالی دریافت کنند
    واین عمل گرایی واعتماد به استاد ازنکات مهم این دوره بود.وتوی این فایل خیلی به اون اشاره شده بود وبحث اعتماد به استاد وحرفهای ایشون
    مورد بعد درمورد سوال دوست دیگر بود درمورد دوره تکامل واینکه واقعا خودمنم برام این سوال سخت اومد اما به قول استاد جواب این سوال ودرک اون خودش به یک دوره تکامل نیاز داشت ومن امسال تو فایل 9 سلامتی اینو بهتر درک کردم
    اینکه فرزندان والد رو انتخاب میکنند واینکه همه اینها واین چیدمان ها براساس همون طرح الهی ماانسانهاست
    ونکته ای که الان به اون رسیدم که با کنترل ورفتارهای خودمون نباید روند تکامل کسی را خدشه دار کنیم
    مورد دیگه ای که استاد گفتند این بود که پیامبران ما هم مورد سرزنش ومخالفت قرار میگرفتند ودر مسیرشون آدم های کمی با اونها هم عقیده بودند اما اونها به راهشون اعتماد وایمان داشتند واین چیزی بود که درابتدای فایل هم گفته شد
    اینکه اگر ما رفتار وعمل درستی داشته باشم قطعا کسی که طالب باشد وبه دنبال آگاهی خودش متوجه میشود واگرما خودمان وریشه خودمان را درست کنیم قطعا سایه درخت آگاهی ما پهناور وپر بار تر خواهدشد ودیگران از این سایه استفاده خواهند کرد وعلفهای هرز از زمین زندگی ما براحتی حذف خواهند شد وقطعا بادرست شدن ما خود طبیعت همه چیز را برای رسیدن به خواسته ما فراهم میکند🌻🌻🌻🌻🌻

  6. مریم طیبی

    مریم طیبی

    سلام ودرود فراوان
    فایل 7 راز قوانین رو امروز دیدم درمورد دوره تکامل بود .چه فایل زیبا وسرشار از آگاهی بود.
    برای من که هنوز هم فراموشکارم که قدرتی عظیم در من است واز من ودنیای من وخواسته های من حفاظت میکند.پس چرا من نمیخواهم دوره تکامل خودم را طی کنم ومدام نگرانم .چرا متوجه نیستم هیچکس وهیچ چیز نمیتواند مانع من باشد برای رسیدن به خواسته هایم .
    همه وهمه از این است که من در ایمانم لرزان هستم وهنوز تا قوی شدن تا یکی شدن راه زیادی را باید طی کنم .
    اما امروز یک درخواست ویک خواسته جدید درمن شکل گرفت من میخواهم تا ایمانم به خداوند قویتر باشد .من میخواهم دوره تکامل رسیدن به ایمان واقعی را طی کنم .
    میخواهم ندای درونی قلبم را قویتر کنم.
    من خوشحالم که درگروهی قرار دارم که میتوانند به رشد وآگاهی من کمک کنند .ومن خوشحالم که در راه رشد وآگاهی گام برمیدارم

  7. مریم طیبی

    مریم طیبی

    سلام ودرود فراوان
    فایل 6 راز قوانین چکیده ای از جلسات قبلی بود ودرمورد چکاب بود
    خوشحالم از اینکه میبینم امسال تغییراتی را در درون خودم احساس میکنم شرایطی که امسال دارم تجربه میکنم از نظر آرامش درونی وداشتن حس خوب .نزدیکی وارتباط بیشترم باخدای مهربان واینکه در کنارم هست وبودنش را نسبت به سال گذشته بیشتر درک کردم
    ازنظر روابط عاطفی درحد بسیار بالایی هستم تنش هایی که سال گذشته بااطرافیانم داشتم همگی کمرنگ شده وحتی برخی از آنها کاملا از بین رفته است ومابقی هم به لطف حًرت یار درحال بهبودی است .
    سال گذشته از خیلی ها کدورت داشتم اما امسال میدانم که فقط خودم مفصر بودم وهمه را دارم به بهبودی میرسانم
    تجربه بسیار زیبایی دارم
    من امسال درسلامتی وتندرستی وعشق بالاتری هستم.
    وازخدایم سپاسگذارم❤❤❤❤❤

  8. مریم طیبی

    مریم طیبی

    سلام ودرود فراوان
    فایل بسیار عالی بود شناخت خداوند واینکه اورا درهر لحظه از زندگی کنار خودمان احساس کنیم
    وبدانیم که او وحضورش در زندگی ما همیشگی است واو در درون همه ذرات هستی وجود دارد خداوندی که خود را در قرآن به مثال چراغدانی معرفی کرده که در آن نوری هست واین نور همه جهان را از شرق تا غرب روشن میکند
    شناخت واقعی او در صورتی واقعی خواهد بود که او را درک کنیم وهمه ذرات وجودش را از روی آگاهی بشناسیم .هرجا حس وحال ما خوب است یا او آنجا حضور دارد در هر گیاه وهر رودی که به ما حس خوب میدهد
    شناخت یعنی در عمق هرچیزی فرو رفتن
    برای رشد کردن وجوانه زدن نیازی به تقلا وزور زدن نداریم .همین که به طبیعت نگاه کنیم میبینیم همه چیز درحال رشد است وطبیعت هیچگونه تقلا وزوری برای رشد نمیزند وبه مسیر خود ادامه میدهد وهمه چیز را به خالق هستی رها میکند ومیسپارد .
    وماهم برای رشد اگر یاد بگیریم تلاش وتقلا نکنیم وباطبیعت نجنگیم قطعا رشد خواهیم کرد.امتیاز ویژه ای که مانسبت به طبیعت داریم همین قدرت تفکر وخلق کردن است وقدرت جابه جایی که گاهی برای رشد کردن باید جابجا شد .
    اگر ماخالق خودمان را بشناسیم واو را درک کنیم خیلی از مسائل زندگی برای ما حل خواهد شد
    در فایل 4قوانین خداوند مثل برنامه گوگل گفته شد که ما درخواستمان را میدهیم واو آن درخواست را برای ما می آورد وتنها به احساس ما توجه میکند ودر قرآن گفته شده که بخواهید تا به شما داده شود ویا در سوره قلم که خدواند به قلم سوگند یاد کرده واینکه قلم چه قدرتی دارد.

    وهمه ما انسانها به سوی این قله در حرکت هستیم وفقط در مسیر رسیدن به قله متفادت هستیم وهر کس دید مخصوص خودش را دارد وما تنها باید این را بپذیریم وبه دیگران برچسب نزنیم .چون برچسب متفاوت است ودراصل راه آگاهی اگر آگاهی باشد این راه درست است

  9. مریم طیبی

    مریم طیبی

    سلام و درود فراوان به استاد گرامی
    فال بسیار زیبا و سرشار از آگاهی بود. خداوند و شناخت خداوند مهمترین گام برای رسیدن به آرامش هست و ما با شناخت خداوند درون خودمون میشه خودمون رو میشناسیم برای شناخت خداوند باید دانش و آگاهی خودمان را افزایش بدهیم و این راه تنها از طریق زمان و تجربه ها به دست می آوریم اولین قدم در راه شناختن خداوند این هستش که در مورد اون شک کنیم و آن را جستجو کنیم و مثل هیچکس نباشیم و خودمان باشیم تا بتوانیم رو پیدا کنیم قدرت انتخاب تفکر داریم و نباید بترسیم از وجود خداوند و زمانی که ما ب بترسیم این کار باعث می‌شود تا دیگران از ماسوء استفاده کنند.
    اولین چیزی که من در گذشته در مورد خداوند متوجه شدم و اصلا برایم قابل درک نبود این بود که چگونه خداوند خود را با بسم الله الرحمن الرحیم معرفی می کند در حالی که دیگران کدام از جهنم برایم سخن می گفتند و این با این معرفی برای من هزاران فرسنگ فاصله داشت من از اون میترسیدم در حالیکه او همه سرشار از عشق بود این فایل ۳ راز قوانین بسیار برای من عالی بود زیرا خداوند در آن همه از عشق بود همه پر بود از بوی آرامش این فایل ۳ را خیلی دوست داشتم چون خداوند را جور دیگری برایم معرفی کرد

  10. مریم طیبی

    مریم طیبی

    سلام و درود فراوان
    قوانین زندگی قسمت دوم اینکه ما میتونیم خواسته های خودمون رو در راحت ترین حالت ممکن به دست بیاریم خواسته ها مثل بذرهستند که ما در زمین می کاریم و باید برای رشد آنها به این آب وکودو سمپاشی لازم را انجام بدیم تا این بذر رشد کند و ما دیگر نگران رشد آن نیستیم زیرا همه اقدامات لازم برای رشد بذر رو فراهم کردیم و کار لازم را انجام داده ایم.
    برای رسیدن به خواسته هم باید همین گونه باشد باید کارهای لازم برای انجام خواسته را انجام دهیم تا نتیجه لازم را بگیریم و زور اضافه نزنیم.
    این همان راحت ترین حالت ممکن برای رسیدن به خواسته است و نباید مدام چک کنیم چرا خواسته ما به سرانجام نمی رسد این کار مثل این است که ما مانع رشد بذر بشویم وقتی ما کار لازم را انجام دهیم نشانه ها خود به خود به سمت ما می آیند از طریق یک ایده و و حس ها وقتی هدایت شدیم باید همان را دنبال کنیم و تقلا و زور اضافه نزنیم و بقیه را حذف کنیم
    نتیجه ای که ما الان در مورد کارهای خودمان داریم ویاچیزهایی که ما نداریم به خاطر باورها و افکار قبلی ما بوده پس باید ذهن ما را از آن آنها خالی کنیم و ما تنها با میزان عمل کردن خودمان نتیجه لازم را دریافت می کنیم در اینجا چند تمرین داده شده بود اولین آن ایجاد یک دفترچه برای این دوره و 2
    انجام تعهدات که شامل اصل گرایی و توجه به اصل و هدف ها
    2 حس گرایی و توجه به حس ها
    3عمل گرایی
    4شستشوی مغزی
    5شنیدن صدای قلب
    6مراقبه
    7دوری از افراد منفی
    8درخواست خواسته ها در راحت ترین حالت ممکن
    تمرین سوم در مورد چکاپ گرفتن و اینکه تا الان در زندگی چه داریم و یا چه چیزی را نداریم عمل های ما هستند که نتیجه ما را خلق می‌کند و ما به میزان اصلاح خودمان نتیجه ها را دریافت می کنیم
    موضوع دیگری که در اینجا بیان شد دوری از اخبار و شکایت ها و افراد منفی و ذهنیت های منفی است تعهد اصلی در اینجا ما افکار و باورهای جدید را می بینیم و می شنویم و اثراتی را بر روی ما میگذارد و ما زمانی علاقه مند می شویم که این رو با دیگران به اشتراک بگذاریم که این کار اشتباه است و به هیچ عنوان نباید به کسی کمک کنیم و باید تعهد بدهیم تا از دیگران دوری کنیم مانند معتادی که سعی می کند مواد را ترک کند ما باید زمین بازی را فراموش کنیم منظور از زمین جاهایی که خاطرات منفی در آنها داشتیم دو یار بازی را فراموش کنیم منظور از افرادی که قبلاً با آنها معاشرت می کردیم و مورد سوم توپ بازی را فراموش کنیم که همان غیبت ها و تهمت ها و کارهای منفی گذشته است و سعی کنیم هیچ چیزی را از گذشته با خودمان نیاوریم واینها باعث رشد ورهایی ما میشوند.

  11. مریم طیبی

    مریم طیبی

    سلام ودرود فراوان به استاد گرامی ودوستان خوبم
    این فایل بسیارعالی بود ودقیقا مناسب حال این روزهای من بود
    توی فایل زیبا درمورد اصل گرایی صحبت شد واینکه باید همه ذهنیات رو برروی هدف وموضوع اصلی بگذاریم ودر این راه باید به حسهای خودمون توجه کنیم زیرا احساسات ما رو به مسیر درست هدایت میکنه ومسیر حس ها همان مسیر قلب ویا راه خداوند هست
    ومرحله بعدی عمل گرایی هست که وقتی ماوارد عمل میشویم نشانه ها یکی پس لز دیگری می آیند تا ما رو در مسیر خواسته ها هدایت کنند
    وقتی عمل کنیم وگام در ناشناخته بگذاریم جهان هستی مارا در مسیر خواسته ها هدایت میکنه وما باید راحت طلب باشیم ودر بهترین شرایط باورهای خودمان را شستشو بدیم وباورهای جدید رو جایگزین کنیم تا زندگی بهتری داشته باشیم

دیدگاه خود را بنویسید