سبد خرید
شناخت خداوند- تجربه خداوند- حضور سریال امپراطوری عشق- استادضیاء
سریال امپراطوری عشق | پارت ۱۹
امتیازدهی 5.00 از 5 در 2 امتیازدهی مشتری
(2 بازخورد مشتری)

راز آرامش روزانه‌ات همینجاست

شناخت خداوند | آیا خدا را می‌توان شناخت؟

بروزرسانی شده در: ۵ مهر ۱۴۰۵

خداوند همه چیز می‌شود همه کس را - قسمت دوم

(فایل صوتی)

خداوند همه چیز می‌شود همه کس را - قسمت دوم

(فایل تصویری)

شناخت خداوند | آیا خدا را می‌توان شناخت؟

قسمت نوزدهم سریال آموزشی امپراطوری عشق

در جلسه قبل درباره این صحبت کردیم که خداوند به اندازه آگاهی، فهم و باور ما در زندگی جاری می‌شود.

گفتیم که خداوند محدود نیست، اما درک ما از او محدود است.

اکنون به پرسشی عمیق‌تر می‌رسیم:

شناخت خداوند چیست؟

آیا انسان می‌تواند خدا را بشناسد؟

آیا شناخت خداوند به معنای دانستن چند تعریف، چند عقیده یا چند جمله است؟

یا موضوعی بسیار عمیق‌تر در میان است؟

شاید یکی از بزرگ‌ترین سفرهای زندگی انسان، سفر به سوی شناخت خداوند باشد.

اما این سفر با آنچه بیشتر مردم تصور می‌کنند تفاوت دارد.

بسیاری از انسان‌ها تمام عمر درباره خداوند می‌شنوند.

اما تعداد کمتری واقعاً در مسیر شناخت خداوند قرار می‌گیرند.

و این دو موضوع یکسان نیستند.

شناخت خداوند از اطلاعات آغاز نمی‌شود، از آگاهی آغاز می‌شود

وقتی از شناخت خداوند صحبت می‌کنیم، معمولاً ذهن ما به سمت کتاب‌ها، سخنرانی‌ها و آموزه‌ها می‌رود.

همه این‌ها ارزشمند هستند.

اما هیچ‌کدام به تنهایی شناخت خداوند نیستند.

انسان ممکن است کتابخانه‌ای از کتاب‌های معنوی داشته باشد و هنوز احساس کند خداوند برای او موضوعی دور و ناشناخته است.

و فرد دیگری ممکن است مطالعه چندانی نداشته باشد اما درک عمیق‌تری از حضور خداوند پیدا کرده باشد.

چرا؟

زیرا شناخت خداوند بیش از آنکه به حجم اطلاعات وابسته باشد، به عمق آگاهی وابسته است.

گاهی انسان یک عمر درباره آب مطالعه می‌کند.

اما یک جرعه آب نوشیدن، تجربه‌ای متفاوت از تمام آن مطالعات ایجاد می‌کند.

در مورد خداوند نیز چنین است.

دانستن درباره خدا و شناخت خداوند دو مرحله کاملاً متفاوت هستند.

شناخت خداوند زمانی آغاز می‌شود که انسان فقط به دنبال شنیدن نباشد، بلکه به دنبال دیدن، احساس کردن و تجربه کردن باشد.

بیشتر مردم تصور می‌کنند شناخت خداوند شبیه یاد گرفتن یک درس یا یک علم است.

گمان می‌کنند اگر کتاب‌های بیشتری بخوانند، سخنرانی‌های بیشتری گوش کنند و اطلاعات بیشتری جمع کنند، به شناخت خداوند خواهند رسید.

اما یکی از عجیب‌ترین تفاوت‌های شناخت خداوند با سایر موضوعات همین‌جاست.

در بسیاری از علوم، هرچه اطلاعات بیشتر شود، شناخت نیز بیشتر می‌شود.

اما در موضوع شناخت خداوند، همیشه چنین نیست.

گاهی یک انسان بی‌سواد که قلب آگاه‌تری دارد، خدا را عمیق‌تر از فردی درک می‌کند که هزاران کتاب خوانده است.

چرا؟

زیرا شناخت خداوند فقط مسئله دانستن نیست.

مسئله دیدن است.

مسئله بیدار شدن است.

مسئله تجربه کردن است.

گاهی انسانی سال‌ها درباره نور مطالعه می‌کند اما همچنان در تاریکی زندگی می‌کند.

و گاهی انسانی دیگر تنها با باز کردن چشم‌هایش نور را تجربه می‌کند.

در موضوع شناخت خداوند نیز همین اتفاق رخ می‌دهد.

تا زمانی که آگاهی انسان رشد نکند، اطلاعات به تنهایی نمی‌توانند او را به شناخت عمیق برسانند.

به همین دلیل است که برخی افراد سال‌ها درباره خداوند صحبت می‌کنند اما حضور او را احساس نمی‌کنند.

و برخی دیگر در سکوتی عمیق، ارتباطی را تجربه می‌کنند که توضیح دادن آن دشوار است.

چرا انسان‌ها درک‌های متفاوتی از خداوند دارند؟

اگر خداوند یکی است، چرا انسان‌ها برداشت‌های متفاوتی از او دارند؟

پاسخ را باید در تفاوت سطح آگاهی انسان‌ها جستجو کرد.

همان کوه را تصور کنید که ده نفر از فاصله‌های مختلف به آن نگاه می‌کنند.

کوه تغییر نکرده است.

اما زاویه دید افراد متفاوت است.

خداوند نیز تغییر نمی‌کند.

اما جایگاهی که انسان در آن ایستاده است، روی درک او اثر می‌گذارد.

برخی خدا را بیشتر از دریچه ترس می‌بینند.

برخی از دریچه عشق.

برخی از دریچه نیاز.

برخی از دریچه آگاهی.

و برخی از دریچه تجربه.

به همین دلیل شناخت خداوند برای هر انسانی سفری منحصر به فرد است.

هیچ دو انسانی دقیقاً یک تجربه مشترک از خداوند ندارند.

و شاید یکی از زیبایی‌های این مسیر نیز همین باشد.

اگر دقت کنیم، تقریباً هیچ دو انسانی تعریف کاملاً یکسانی از خداوند ندارند.

این تفاوت تنها به فرهنگ یا مذهب مربوط نمی‌شود.

بلکه به تجربه‌های زندگی نیز ارتباط دارد.

انسانی که تمام عمر در فضایی آکنده از ترس رشد کرده است، ممکن است خدا را بیشتر به عنوان یک قدرت تنبیه‌کننده ببیند.

انسان دیگری که عشق، بخشش و مهربانی را عمیقاً تجربه کرده است، خدا را بیشتر از دریچه محبت ببیند.

فردی که بارها در زندگی از دل بحران‌ها عبور کرده است، ممکن است خدا را به عنوان پناهگاه و قدرت درونی تجربه کند.

به همین دلیل شناخت خداوند در واقع آینه‌ای از رشد درونی انسان است.

هرچه انسان بالغ‌تر می‌شود، درک او از خداوند نیز بالغ‌تر می‌شود.

در آغاز، ممکن است خدا فقط پاسخ‌دهنده خواسته‌ها باشد.

بعدها تبدیل به پناهگاه شود.

و در نهایت به حقیقتی زنده تبدیل شود که انسان حضور او را در سراسر زندگی احساس می‌کند.

شاید به همین دلیل است که عارفان همیشه گفته‌اند:

انسان وقتی خدا را می‌شناسد که خودش را نیز بشناسد

شناخت خداوند؛ سفری از بیرون به درون

بسیاری از مردم سال‌ها خدا را در بیرون از خود جستجو می‌کنند.

در مکان‌ها.

در افراد.

در نشانه‌ها.

در اتفاق‌ها.

در معجزه‌ها.

اما بسیاری از انسان‌های آگاه به تدریج متوجه حقیقت دیگری شده‌اند.

آنها فهمیده‌اند که بخشی از مسیر شناخت خداوند در شناخت خویشتن نهفته است.

هرچه انسان خود را بهتر بشناسد، خدا را نیز بهتر می‌شناسد.

زیرا بسیاری از موانعی که میان انسان و خدا قرار گرفته‌اند، در بیرون نیستند.

در درون هستند.

ترس‌ها.

قضاوت‌ها.

باورهای محدود.

تکبر.

ناامیدی.

و غفلت.

زمانی که این حجاب‌ها کمتر می‌شوند، نگاه انسان نیز شفاف‌تر می‌شود.

و در این شفافیت، شناخت خداوند نیز عمیق‌تر می‌شود.

بسیاری از مردم تمام عمر در جستجوی خداوند در بیرون از خود هستند.

آنها تصور می‌کنند باید اتفاق خاصی رخ دهد.

باید نشانه‌ای خارق‌العاده ببینند.

باید به مکان یا موقعیتی ویژه برسند.

اما یکی از عمیق‌ترین کشف‌های مسیر آگاهی این است که انسان به تدریج می‌فهمد فاصله او با خداوند بیشتر از آنکه جغرافیایی باشد، آگاهی‌محور است.

یعنی خدا دور نیست.

بلکه ذهن انسان درگیر چیزهای دیگری است.

همان‌طور که خورشید همیشه در آسمان حضور دارد، اما ابرها مانع دیدن آن می‌شوند.           

گاهی ترس‌ها، باورهای محدودکننده، قضاوت‌ها، خشم‌ها و ناامیدی‌ها همان ابرهایی هستند که میان انسان و تجربه حضور خدا قرار گرفته‌اند.

در مسیر شناخت خداوند، انسان کم‌کم شروع به کنار زدن این ابرها می‌کند.

و عجیب اینجاست که هرچه جلوتر می‌رود، بیشتر متوجه می‌شود که خداوند همیشه حضور داشته است.

این او بوده که کمتر می‌دیده است.

رابطه شهود و شناخت خداوند

یکی از موضوعاتی که در آینده بیشتر درباره آن صحبت خواهیم کرد، زندگی شهودی است.

شهود یکی از راه‌هایی است که می‌تواند انسان را به درک عمیق‌تری از خداوند نزدیک کند.

البته شهود جایگزین عقل نیست.

بلکه مکمل آن است.

در بسیاری از مواقع، شناخت خداوند فقط از مسیر فکر کردن حاصل نمی‌شود.

بلکه از مسیر تجربه کردن نیز حاصل می‌شود.

گاهی انسان در سکوتی عمیق، چیزی را احساس می‌کند که توضیح دادن آن دشوار است.

گاهی در میان یک دعا.

گاهی در دل طبیعت.

گاهی در یک لحظه سپاسگزاری.

و گاهی در میان یک بحران.

احساسی به وجود می‌آید که فراتر از کلمات است.

این تجربه‌ها لزوماً تعریف خداوند نیستند.

اما می‌توانند پنجره‌هایی به سوی شناخت خداوند باشند.

بسیاری از حقیقت‌های مهم زندگی را نمی‌توان صرفاً با منطق اثبات کرد.

همان‌طور که عشق را فقط با فرمول نمی‌توان توضیح داد.

همان‌طور که زیبایی را نمی‌توان فقط اندازه‌گیری کرد.

شناخت خداوند نیز تنها از مسیر استدلال عبور نمی‌کند.

عقل لازم است.

اما کافی نیست.

در نقطه‌ای از مسیر، انسان نیاز دارد شنیدن را یاد بگیرد.

نه شنیدن با گوش.

بلکه شنیدن با دل، شنیدن با آگاهی.

شهود دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند.

شهود آن صدای آرامی است که در میان هیاهوی ذهن گم می‌شود.

همان احساسی که گاهی بدون دلیل منطقی می‌گوید:

این راه درست است.

این تصمیم درست است.

اینجا باید مکث کنی.

و یا اکنون زمان حرکت است.

هرچه انسان به درون خود نزدیک‌تر می‌شود، ظرفیت شنیدن این الهامات نیز بیشتر می‌شود.

و هرچه این ظرفیت بیشتر می‌شود، شناخت خداوند نیز از حالت ذهنی فاصله می‌گیرد و به یک تجربه زنده تبدیل می‌شود.

آیا شناخت خداوند پایانی دارد؟

شاید یکی از زیباترین پاسخ‌ها به این سؤال این باشد که شناخت خداوند مقصد نیست، مسیر است.

هرچه انسان آگاه‌تر می‌شود، افق‌های تازه‌ای در برابر او گشوده می‌شوند.

هرچه بیشتر می‌فهمد، بیشتر متوجه می‌شود که هنوز چیزهای فراوانی برای فهمیدن وجود دارند.

به همین دلیل انسان‌های آگاه معمولاً متواضع‌تر هستند.

زیرا عظمت حقیقت را بیشتر لمس کرده‌اند.

آنها کمتر ادعا می‌کنند که همه چیز را می‌دانند.

و بیشتر آماده یادگیری هستند.

شاید شناخت خداوند بیشتر شبیه نزدیک شدن به نور باشد.

هرچه نزدیک‌تر می‌شوی، روشنایی بیشتری را تجربه می‌کنی.

اما در عین حال عظمت آن نور را نیز بیشتر درک می‌کنی.

شاید یکی از زیباترین پاسخ‌ها این باشد که شناخت خداوند شبیه نزدیک شدن به افق است.

هرچه جلوتر می‌روی، افق نیز گسترده‌تر می‌شود.

نه به این دلیل که به آن نمی‌رسی.

بلکه به این دلیل که حقیقت بسیار وسیع‌تر از آن چیزی است که در ابتدا تصور می‌کردی.

در ابتدای مسیر، انسان فکر می‌کند خدا را شناخته است.

اما هرچه آگاه‌تر می‌شود، متوجه می‌شود عظمت حقیقت بسیار بیشتر از تصور اولیه او بوده است.

به همین دلیل انسان‌های واقعاً آگاه معمولاً فروتن‌تر هستند.

زیرا فهمیده‌اند که حقیقت بی‌نهایت است.

آنها کمتر ادعا می‌کنند.

کمتر قضاوت می‌کنند.

و بیشتر در حال یادگیری هستند.

شاید هدف نهایی شناخت خداوند این نباشد که روزی بگوییم «اکنون همه چیز را می‌دانم».

شاید هدف این باشد که هر روز عمیق‌تر ببینیم، بیشتر عشق بورزیم، بیشتر آگاه شویم و بیشتر حضور او را در زندگی احساس کنیم.

و این سفر، سفری است که تا آخرین روز زندگی ادامه دارد.

 

موانع شناخت خداوند | چه چیزهایی میان انسان و حقیقت فاصله ایجاد می‌کنند؟

بسیاری از انسان‌ها تصور می‌کنند مشکل اصلی در مسیر شناخت خداوند این است که خداوند پنهان است.

اما شاید حقیقت چیز دیگری باشد.

شاید خداوند آن‌قدر که ما فکر می‌کنیم دور نباشد.

شاید مسئله اصلی، موانعی باشند که میان نگاه ما و حقیقت قرار گرفته‌اند.

همان‌گونه که خورشید همیشه در آسمان حضور دارد اما ابرها مانع دیدن آن می‌شوند، در مسیر شناخت خداوند نیز موانعی وجود دارند که مانع تجربه عمیق‌تر حضور او می‌شوند.

یکی از بزرگ‌ترین این موانع، غفلت است.

انسان آن‌قدر درگیر زندگی روزمره می‌شود که فراموش می‌کند از خود سؤال‌های عمیق بپرسد.

صبح بیدار می‌شود.

کار می‌کند.

مشکلات را حل می‌کند.

به دنبال خواسته‌های خود می‌رود.

و شب دوباره به خواب می‌رود.

روزها، ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرند اما فرصتی برای مشاهده عمیق زندگی باقی نمی‌ماند.

در چنین شرایطی، انسان نه تنها از شناخت خداوند فاصله می‌گیرد، بلکه گاهی از شناخت خود نیز دور می‌شود.

مانع مهم دیگر، تصویری است که انسان از خداوند برای خود ساخته است.

بسیاری از مردم خداوند را نمی‌شناسند؛ بلکه تصورات ذهنی خود را می‌شناسند.

گاهی این تصویر از ترس ساخته شده است.

گاهی از قضاوت.

گاهی از باورهای نادرستی که سال‌ها بدون بررسی پذیرفته شده‌اند.

و گاهی از تجربه‌های تلخ زندگی.

در چنین شرایطی، انسان به جای اینکه با حقیقت خداوند روبه‌رو شود، با تصویر ذهنی خود از خداوند زندگی می‌کند.

یکی از مهم‌ترین مراحل شناخت خداوند این است که انسان جرأت کند برخی از این تصاویر قدیمی را مورد بازنگری قرار دهد.

تکبر نیز یکی از پنهان‌ترین موانع شناخت خداوند است.

تا زمانی که انسان گمان می‌کند همه چیز را می‌داند، چیزی برای آموختن باقی نمی‌ماند.

اما لحظه‌ای که انسان به نادانی خود آگاه می‌شود، درهای تازه‌ای گشوده می‌شوند.

بسیاری از انسان‌های آگاه تاریخ، شناخت خداوند را از جایی آغاز کرده‌اند که فهمیده‌اند دانش آنها محدود است.

آنها به جای ادعای دانستن، وارد مسیر جستجو شدند.

و همین جستجو، آنها را به درک عمیق‌تری رساند.

به همین دلیل فروتنی فقط یک ویژگی اخلاقی نیست.

فروتنی یکی از دروازه‌های شناخت خداوند است.

وابستگی شدید به ظواهر نیز می‌تواند مانعی مهم باشد.

بعضی افراد تمام واقعیت را فقط در چیزهایی می‌بینند که با چشم دیده می‌شوند یا با ابزار اندازه‌گیری می‌شوند.

در حالی که بسیاری از حقیقت‌های مهم زندگی، از جنس مشاهده مستقیم نیستند.

عشق را نمی‌توان وزن کرد.

امید را نمی‌توان اندازه گرفت.

و معنا را نمی‌توان در آزمایشگاه سنجید.

اما همه این‌ها واقعی هستند.

شناخت خداوند نیز تا حدی فراتر از نگاه صرفاً ظاهری حرکت می‌کند.

هرچه انسان ظرفیت نگاه عمیق‌تر به زندگی را پیدا می‌کند، امکان تجربه حقیقت نیز بیشتر می‌شود.

یکی دیگر از موانع شناخت خداوند، ترس است.

ترس از تغییر.

ترس از ناشناخته‌ها.

ترس از رها کردن باورهای قدیمی.

گاهی انسان سال‌ها به یک تصویر محدود از زندگی چسبیده است، زیرا از روبه‌رو شدن با حقیقتی بزرگ‌تر می‌ترسد.

اما شناخت خداوند همواره با گسترش آگاهی همراه است.

و گسترش آگاهی یعنی عبور از مرزهای قبلی.

یعنی جرأت دیدن چیزهایی که تا دیروز نمی‌دیدیم.

یعنی آمادگی برای رشد.

و شاید آخرین و مهم‌ترین مانع شناخت خداوند، فاصله گرفتن از درون خویش باشد.

بسیاری از مردم تمام عمر خود را صرف شناخت جهان می‌کنند اما زمان بسیار کمی را صرف شناخت خود می‌کنند.

در حالی که یکی از عمیق‌ترین راه‌های شناخت خداوند، شناخت حقیقت وجودی انسان است.

هرچه انسان به درون خود نزدیک‌تر شود، هرچه آگاهانه‌تر زندگی کند، هرچه قلب خود را از ترس، نفرت، کینه و قضاوت پاک‌تر کند، حضور خداوند را نیز روشن‌تر تجربه خواهد کرد.

شاید در نهایت، شناخت خداوند کمتر به پیدا کردن چیزی جدید و بیشتر به کنار زدن چیزهایی مربوط باشد که مانع دیدن حقیقت شده‌اند.

و شاید بزرگ‌ترین مانع شناخت خداوند، فراموش کردن این حقیقت باشد که او همیشه نزدیک‌تر از آن چیزی بوده که ما تصور می‌کردیم.

جمع‌بندی

شناخت خداوند فقط دانستن چند تعریف یا باور نیست.

شناخت خداوند سفری است از ذهن به آگاهی.

از دانستن به تجربه کردن.

از شنیدن به دیدن.

از ترس به عشق.

و از غفلت به حضور.

شاید مهم‌ترین نکته این باشد که خداوند بیش از آنکه منتظر شناخته شدن باشد، همواره در حال آشکار شدن است.

و آنچه مسیر شناخت خداوند را عمیق‌تر می‌کند، رشد آگاهی انسان است.

هرچه آگاهی بیشتر شود، نگاه شفاف‌تر می‌شود.

و هرچه نگاه شفاف‌تر شود، حضور خداوند نیز آشکارتر خواهد شد.

شاد اشید

تمرینات جلسه نوزدهم

در دفتر مسیر استاد شدن به این پرسش‌ها پاسخ دهید:

  1. امروز شناخت من از خداوند بیشتر بر پایه شنیده‌هاست یا تجربه‌ها؟
  2. مهم‌ترین تجربه معنوی زندگی من چه بوده است؟
  3. چه چیزهایی باعث می‌شوند حضور خداوند را بیشتر احساس کنم؟
  4. چه باورهایی ممکن است مانع شناخت عمیق‌تر خداوند باشند؟
  5. اگر قرار باشد یک قدم در مسیر شناخت خداوند بردارم، آن قدم چیست؟

2 دیدگاه برای سریال امپراطوری عشق | پارت ۱۹

کیفیت محتوا
ریویوایکس
100%

برای این محتوا یک نظر بنویسید

02 نفر از مشتریان دیدگاه ثبت کرده‌اند

مرتب‌سازی بر اساس

  • مینا فیاضی

    M:F

    ب نام خداوند نفس
    خداوند هر لحظه در دسترس

    سلام استاد

    💐خداوند همه چیز میشود همه کَس را
    ب اندازه فهم و نیازت بزرگ یا کوچک میشود

    💐خداوند خالق جهان هستی هست
    و همه چیزی ک افریده رو نیاز هست
    کسی حق دخالت یا قضاوت نداره

    💐اگ دنیا رو ی شرکت در نظر بگیریم
    میبینیم ک از ابدارچی و نظافت چی و کارمند و نگهبان و معاون و مدیر و مدیر عامل و…. برای اداره ی اون شرکت نیاز هست و هیچ چیزی اضافی نیست
    موضوع دنیا هم دقیقا همیجوریه همه چیز سر جای خودشع ….

    💐پاکی روح و داشتن ارامش مهم ترین اولویت هر انسان هست
    باید در حفظش تلاش کنیم

    💐سیاست باعث فریب کاری
    فریب کاری باعث کار یواشکی
    کار یواشکی باعث دروگویی
    دروغگویی باعث ناارامی
    و با حذف دروغگویی دل ارام هست
    با حذف دروغگویی تمام موارد نادرست اصلاح میشود

    ححححذذذذفففف❌️❌️❌️❌️
    احساس ناروا
    ناارامی
    نا امنی
    هم دردی
    دلداری
    دلسوزی

    ححححذذذذفففف❌️❌️❌️❌️
    اندیشه ناروا
    قضاوت
    حسادت
    دخالت
    توهین
    نسبت دادن
    دو بهم زنی

    استاد شعر چقدر عالی و زیبا هست
    خیلی جالب بود برام
    کلمه کلمه این شعر با مفهوم هست
    عاااااالی عاااااالی

    زندگی با خدا همراه با لذت هست👏
    با خدا باش پادشاهی کن👑

    (سپاس فراوان بهترین)

    ۱۴۰۵-۰۵-۰۴

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • سارا مصدق

    سارا مصدق

    هر چه آمد خوش آمد
    هر چه رفت خوش رفت
    درود استاد ضیاء عزیز
    میشه گفت یکی از بهترین فایل هایی که گوش دادم همین بود
    چقدر همه چیز دقیق و عالی برنامه ریزی میشه
    چقدر زندگی کردن با یادگیری این قوانین قشنگ و لذت بخشه.
    چقدر حس درونم شعف و شوق و اشتیاقه
    چقدر درونم میل به زندگی بیشتر شده
    خدایا شکر
    شکر بودنتون استاد آگاه و ارزشمندم🌸

    ۱۴۰۵-۰۴-۲۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟