سبد خرید
خدا در زندگی- خداوند- حضور خداوند- سریال امپراطوری عشق
سریال امپراطوری عشق | پارت ۱۸
امتیازدهی 4.98 از 5 در 44 امتیازدهی مشتری
(43 بازخورد مشتری)

راز آرامش روزانه‌ات همینجاست

خدا در زندگی | احساس حضور

خداوند همه چیز می‌شود همه کس را - قسمت اول

(فایل صوتی)

خداوند همه چیز می‌شود همه کس را - قسمت اول

(فایل تصویری)

خدا در زندگی. خداوند به اندازه درک و باور ما در زندگی جاری می‌شود

قسمت هجدهم سریال آموزشی امپراطوری عشق

سال‌هاست انسان در تلاش است به این پرسش پاسخ دهد که خداوند چیست، کجاست و چگونه می‌توان او را شناخت.

اما شاید پرسش مهم‌تر این باشد:


خدا در زندگی ما چه جایگاهی دارد؟

بسیاری از انسان‌ها به خداوند باور دارند، اما تجربه حضور خداوند در زندگی آنها با یکدیگر متفاوت است.

برخی خدا را فقط در زمان مشکلات به یاد می‌آورند.

برخی فقط در مکان‌های مقدس به دنبال او می‌گردند.

برخی خدا را در تمام لحظه‌های زندگی احساس می‌کنند.

و برخی دیگر گویی میان خود و خدا فاصله‌ای بزرگ می‌بینند.

چرا این تفاوت وجود دارد؟

یکی از زیباترین پاسخ‌ها را می‌توان در این نگاه پیدا کرد:

خداوند همه چیز می‌شود همه کس را، اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود و به قدر نیاز تو فرود می‌آید.

این جمله به ما یادآوری می‌کند که خداوند محدود نیست، اما درک ما از او ممکن است محدود باشد.

به همین دلیل موضوع این جلسه درباره خدا نیست.

بلکه درباره ظرفیت انسان برای درک حضور خدا در زندگی است.


خداوند محدود نیست، اما درک ما محدود است

یکی از اشتباهات رایج انسان این است که تصور می‌کند خداوند همان چیزی است که او درباره خدا می‌داند.

در حالی که میان خداوند و تصور ما از خداوند تفاوت بزرگی وجود دارد.

کودکی که هنوز شناخت محدودی از جهان دارد، خدا را به شکلی می‌بیند.

نوجوان، تصویری دیگر دارد.

انسانی که سال‌ها مطالعه، تفکر، تجربه و خودشناسی کار کرده است نیز درک متفاوتی پیدا می‌کند.

خدا تغییر نکرده است.

درک انسان تغییر کرده است.

این موضوع را می‌توان با مثال ساده‌ای توضیح داد.

فرض کنید به کنار اقیانوسی عظیم می‌روید.

یک نفر با قاشق از آن آب برمی‌دارد.

نفر دیگر با یک لیوان.

و فردی دیگر با یک سطل.

در هر سه حالت، آب از یک منبع آمده است.

اما میزان دریافت متفاوت بوده است.

در موضوع خدا در زندگی نیز شرایط مشابه است.

هر انسانی به اندازه ظرف آگاهی، فهم و آمادگی خود از حقیقت بهره می‌برد.

شاید یکی از بزرگ‌ترین رنج‌های انسان این باشد که همواره تلاش کرده بی‌نهایت را در ظرف محدود ذهن خود جای دهد.

انسان دوست دارد همه چیز را تعریف کند.

برای همه چیز نام بگذارد.

برای همه چیز مرز مشخص کند.

اما خداوند از جنس مفاهیمی نیست که بتوان او را در قالب چند تعریف و چند جمله محدود کرد.

دریا را نمی‌توان داخل یک لیوان جا داد.

آسمان را نمی‌توان در یک قاب کوچک محصور کرد.

و خداوند را نیز نمی‌توان در تصویری که ذهن ما ساخته است محدود نمود.

گاهی انسان سال‌ها با تصویری از خدا زندگی می‌کند که در کودکی آموخته است.

خدایی که شاید بیشتر از آنکه از عشق ساخته شده باشد، از ترس ساخته شده است.

خدایی که بیشتر از آنکه بی‌نهایت باشد، شبیه محدودیت‌های انسانی شده است.

اما با رشد آگاهی، اتفاق زیبایی رخ می‌دهد.

انسان کم‌کم متوجه می‌شود که خداوند بسیار بزرگ‌تر از تصورات اوست.

بزرگ‌تر از ترس‌هایش.

بزرگ‌تر از خواسته‌هایش.

بزرگ‌تر از قضاوت‌هایش.

و حتی بزرگ‌تر از فهم امروزی او.

در این لحظه سفر واقعی آغاز می‌شود.

زیرا انسان دیگر دنبال تعریف خدا نیست.

دنبال تجربه حقیقتی است که پشت همه تعریف‌ها قرار دارد.


خدا در زندگی انسان چگونه آشکار می‌شود؟

بسیاری از مردم تصور می‌کنند حضور خداوند باید با اتفاقات خارق‌العاده همراه باشد.

در حالی که در بسیاری از مواقع خدا در زندگی از طریق ساده‌ترین تجربه‌ها آشکار می‌شود.

در یک آرامش ناگهانی.

در یک الهام عمیق.

در یک فرصت غیرمنتظره.

در یک آگاهی تازه.

در یک بخشش.

در یک محبت.

در یک پاسخ که درست در زمان مناسب ظاهر می‌شود.

مشکل این نیست که خدا حضور ندارد.

گاهی مشکل این است که ما به اندازه کافی توجه نمی‌کنیم.

در جلسات قبل درباره قدرت توجه صحبت کردیم.

انسان آن چیزی را بیشتر تجربه می‌کند که بیشتر به آن توجه دارد.

اگر تمام توجه ما روی ترس‌ها، نگرانی‌ها و مشکلات باشد، حضور خدا کمتر احساس می‌شود.

اما هرچه آگاهی بیشتر می‌شود، انسان ردپای خداوند را در بخش‌های بیشتری از زندگی می‌بیند.

بیشتر مردم منتظر معجزه‌های بزرگ هستند.

منتظر اتفاق‌های غیرعادی.

منتظر نشانه‌هایی که همه چیز را یکباره تغییر دهند.

اما خداوند اغلب در سکوت وارد زندگی انسان می‌شود.

آرام‌تر از آنچه تصور می‌کنیم.

نزدیک‌تر از آنچه فکر می‌کنیم.

او را می‌توان در لحظه‌ای یافت که انسانی پس از سال‌ها بخشیدن را انتخاب می‌کند.

در زمانی که کسی در اوج ناامیدی دوباره امید را پیدا می‌کند.

در لحظه‌ای که یک قلب شکسته دوباره عشق را باور می‌کند.

در اشک‌هایی که انسان را سبک‌تر می‌کنند.

در آرامشی که هیچ دلیل منطقی برای آن پیدا نمی‌کنیم.

گاهی خداوند در صدای پرندگان آشکار می‌شود.

گاهی در نظم ستارگان.

گاهی در نگاه یک مادر.

و گاهی در همان سختی‌هایی که بعدها می‌فهمیم بزرگ‌ترین معلمان زندگی ما بوده‌اند.

شاید خداوند بیشتر از آنکه بخواهد خود را پنهان کند، در حال آشکار شدن باشد.

و شاید این ما هستیم که گرفتار شلوغی ذهن شده‌ایم.


رابطه ایمان و خدا در زندگی

در جلسه ایمان گفتیم که ایمان فقط یک باور ذهنی نیست.

ایمان نوعی اعتماد است.

اعتماد به مسیری که هنوز تمام آن را نمی‌بینیم.

ارتباط خدا در زندگی نیز با همین موضوع گره خورده است.

انسانی که ایمان عمیق‌تری دارد، معمولاً حضور خدا را نیز عمیق‌تر تجربه می‌کند.

نه به این دلیل که خدا به او نزدیک‌تر است.

بلکه به این دلیل که او آمادگی بیشتری برای دریافت دارد.

شبیه رادیویی که روی فرکانس درست تنظیم شده باشد.

سیگنال همیشه وجود دارد.

اما دستگاهی که تنظیم نشده باشد، چیزی دریافت نخواهد کرد.

در زندگی نیز حضور خداوند همواره وجود دارد.

اما کیفیت دریافت ما متفاوت است.

و این دریافت تا حد زیادی با آگاهی، ایمان و نگرش ما ارتباط دارد.

ایمان فقط باور داشتن به وجود خدا نیست.

ایمان نوعی زیستن است.

نوعی نگاه کردن به زندگی است.

نوعی اعتماد کردن به چیزی فراتر از آن چیزی است که چشم می‌بیند.

انسانی که ایمان دارد، لزوماً همه پاسخ‌ها را نمی‌داند.

حتی ممکن است گاهی دچار تردید شود.

اما در عمق وجود خود چیزی را احساس می‌کند که او را به حرکت دعوت می‌کند.

گویی در دل تاریکی نوری وجود دارد که هنوز دیده نمی‌شود اما حضورش احساس می‌شود.

ایمان پلی است میان انسان محدود و حقیقت نامحدود.

هرچه ایمان عمیق‌تر می‌شود، حضور خداوند نیز در زندگی پررنگ‌تر می‌شود.

نه به این دلیل که خداوند نزدیک‌تر شده است.

بلکه به این دلیل که پرده‌های میان انسان و حقیقت کمتر شده‌اند.

گاهی خداوند همیشه کنار ما بوده است.

اما ما مشغول چیزهای دیگری بوده‌ایم.

ایمان کمک می‌کند دوباره نگاه کنیم.

دوباره بشنویم.

و دوباره حضور را احساس کنیم.


خدا در زندگی هر انسان به اندازه ظرف وجودی او آشکار می‌شود

یکی از زیباترین و در عین حال عمیق‌ترین حقیقت‌های زندگی این است که خداوند برای همه یکسان است، اما تجربه انسان‌ها از خداوند یکسان نیست.

خورشید برای همه می‌تابد.

اما میزان نوری که وارد یک خانه می‌شود، به اندازه پنجره آن خانه بستگی دارد.

اگر پنجره کوچک باشد، نور کمی وارد می‌شود.

اگر پنجره بزرگ‌تر باشد، نور بیشتری جریان پیدا می‌کند.

و اگر تمامی موانع کنار بروند، خانه از نور پر می‌شود.

موضوع خدا در زندگی نیز شباهت زیادی به همین مثال دارد.

خداوند همیشه حضور دارد.

او نه دور می‌شود و نه نزدیک.

نه کمتر می‌شود و نه بیشتر.

آنچه تغییر می‌کند، ظرفیت دریافت انسان است.

آنچه تغییر می‌کند، میزان گشودگی قلب انسان است.

آنچه تغییر می‌کند، سطح آگاهی انسان است.

به همین دلیل است که دو نفر ممکن است در یک جهان زندگی کنند اما تجربه کاملاً متفاوتی از حضور خداوند داشته باشند.

بعضی انسان‌ها فقط در زمان سختی به یاد خدا می‌افتند.

وقتی مشکلی پیش می‌آید.

وقتی راهی نمی‌بینند.

وقتی به بن‌بست می‌رسند.

در چنین لحظه‌هایی خداوند را صدا می‌زنند.

و زمانی که شرایط بهتر می‌شود، دوباره از آن حضور فاصله می‌گیرند.

اما برخی دیگر کم‌کم به مرحله‌ای می‌رسند که خدا را فقط در لحظه‌های بحران نمی‌بینند.

آنها حضور خدا در زندگی شان را در تمام لحظه‌های زندگی تجربه می‌کنند.

در موفقیت و شکست.

در آغاز و پایان.

در سلامت و بیماری.

در فراوانی و کمبود.

در خنده و اشک.

این افراد واقعاً خداوند بیشتری ندارند.

بلکه خدا در زندگی آنها جایگاه عمیق‌تری پیدا کرده است.

گاهی انسان‌ها می‌پرسند:

چرا بعضی افراد این‌قدر آرام هستند؟

چرا بعضی انسان‌ها حتی در سخت‌ترین شرایط امید خود را از دست نمی‌دهند؟

چرا بعضی افراد احساس تنهایی عمیقی ندارند؟

پاسخ همیشه به شرایط بیرونی مربوط نیست.

در بسیاری از مواقع، آنها حضور خدا در زندگی را به شکل متفاوتی تجربه می‌کنند.

گویی در درون خود می‌دانند که تنها نیستند.

گویی احساس می‌کنند زندگی فقط مجموعه‌ای از اتفاقات تصادفی نیست.

گویی پشت تمام رویدادهای زندگی معنا و حکمتی وجود دارد.

این احساس، نتیجه رشد آگاهی است.

و هرچه آگاهی رشد می‌کند، تجربه خدا در زندگی نیز عمیق‌تر می‌شود.

یکی از دلایل مهمی که بعضی انسان‌ها حضور خدا در زندگی را کمتر احساس می‌کنند، مشغول بودن دائمی ذهن است.

ذهن دائماً در حال نگرانی است.

دائماً گذشته را مرور می‌کند.

دائماً آینده را پیش‌بینی می‌کند.

دائماً در حال قضاوت کردن است.

انسانی که تمام توجهش درگیر ترس‌ها و تنش‌های مداوم است، کمتر می‌تواند حضور خدا در زندگی را احساس کند.

نه به این دلیل که خداوند دور شده است.

بلکه به این دلیل که سروصدای ذهن آن‌قدر زیاد شده که صدای حضور شنیده نمی‌شود.

شبیه فردی که کنار یک آبشار ایستاده اما آن‌قدر غرق حرف زدن است که صدای آب را نمی‌شنود.

گاهی خداوند در زندگی انسان خود را از طریق آرامش آشکار می‌کند.

گاهی از طریق شهود.

گاهی از طریق عشق.

گاهی از طریق بخشش.

و گاهی حتی از طریق رنج.

بسیاری از انسان‌ها بعدها اعتراف می‌کنند که بزرگ‌ترین رشدهای زندگی خود را در سخت‌ترین دوره‌های عمرشان تجربه کرده‌اند.   

آنچه در ابتدا یک بحران به نظر می‌رسید، بعدها به یک بیداری بزرگ تبدیل شده است.

آنچه در ابتدا یک شکست به نظر می‌رسید، بعدها مسیر تازه‌ای را گشوده است.

در چنین لحظه‌هایی انسان متوجه می‌شود که خدا در زندگی فقط در اتفاقات دلخواه او حضور ندارد.

بلکه در همه لحظه‌ها جریان دارد.

حتی در لحظه‌هایی که هنوز معنا و حکمت آنها را درک نکرده‌ایم.

هرچه انسان از سطح ظاهری زندگی عبور می‌کند، نوع نگاهش نیز تغییر می‌کند.

در ابتدا از خدا می‌خواهد.

سپس به خدا اعتماد می‌کند.

و در نهایت خدا را در زندگی می‌بیند.

این یک مسیر طبیعی رشد آگاهی است.

در آغاز، رابطه انسان با خدا بیشتر بر پایه درخواست است.

اما به تدریج بر پایه شناخت، حضور و عشق شکل می‌گیرد.

در این مرحله دیگر انسان فقط از خدا چیزی نمی‌خواهد.

بلکه حضور او را در زندگی تجربه می‌کند.

و این یکی از زیباترین جلوه‌های خدا در زندگی است.

شاید در پایان این بخش بتوان گفت:

خداوند به اندازه‌ای که ما درباره او صحبت می‌کنیم در زندگی‌مان حضور ندارد.

خداوند به اندازه‌ای که ما برای دیدن او آماده شده‌ایم در زندگی‌مان حضور پیدا می‌کند.

هرچه آگاهی بیشتر شود، حضور بیشتر احساس می‌شود.

هرچه قلب گشوده‌تر شود، دریافت بیشتر می‌شود.

و هرچه انسان به حقیقت وجودی خود نزدیک‌تر شود، خدا در زندگی او آشکارتر خواهد شد.

شاید خداوند هرگز از ما دور نبوده است.

شاید تنها لازم بوده است که ما عمیق‌تر نگاه کنیم.


چگونه حضور خدا را در زندگی بیشتر تجربه کنیم؟

اولین قدم، آگاه‌تر زندگی کردن است.

بسیاری از مردم آن‌قدر درگیر شتاب و شلوغی هستند که فرصت دیدن زیبایی‌های زندگی را از دست می‌دهند.

قدم دوم، سپاسگزاری است.

هرچه انسان نعمت‌ها و زیبایی‌ها را بیشتر ببیند، نگاه او نیز وسیع‌تر می‌شود.

قدم سوم، سکوت است.

در بسیاری از مواقع پاسخ‌ها در هیاهوی ذهن شنیده نمی‌شوند.

و قدم چهارم، رشد آگاهی است.

هرچه انسان خود را بهتر بشناسد، جهان را بهتر می‌فهمد.

و هرچه جهان را بهتر بفهمد، درک او از خدا نیز عمیق‌تر می‌شود.

شاید در نهایت مهم‌ترین نکته این باشد:

خداوند در زندگی همه انسان‌ها حضور دارد.

اما هر انسانی به اندازه آگاهی، فهم و ظرفیت خود این حضور را احساس می‌کند.

شاید پاسخ این سؤال در اضافه کردن چیزهای بیشتر نباشد.

شاید در کم کردن باشد.

کم کردن ترس‌ها.

کم کردن هیاهوها.

کم کردن قضاوت‌ها.

کم کردن عجله‌ها.

کم کردن فاصله‌ای که میان انسان و قلب خودش ایجاد شده است.

هرچه انسان به حقیقت وجودی خود نزدیک‌تر می‌شود، خدا را نیز نزدیک‌تر احساس می‌کند.

زیرا خداوند جایی دور از ما زندگی نمی‌کند.

بسیاری از عارفان گفته‌اند بزرگ‌ترین سفر انسان، سفر از دنیا به خدا نیست.

سفر از غفلت به آگاهی است.

وقتی آگاه‌تر می‌شویم، ناگهان متوجه می‌شویم خداوند همیشه حضور داشته است.

در تمام روزهایی که فکر می‌کردیم تنها هستیم.

در تمام لحظه‌هایی که گمان می‌کردیم فراموش شده‌ایم.

در تمام راه‌هایی که بن‌بست به نظر می‌رسیدند.

او حضور داشته است.

و شاید معنای واقعی «خدا در زندگی» همین باشد:

رسیدن به نقطه‌ای که انسان دیگر فقط به خدا فکر نمی‌کند.

بلکه حضور او را در هر نفس، هر لحظه و هر تجربه زندگی احساس می‌کند.

شاد باشید

تمرینات جلسه هجدهم

در دفتر مسیر استاد شدن به این پرسش‌ها پاسخ دهید:

  1. وقتی نام خداوند را می‌شنوم، چه تصویری در ذهنم شکل می‌گیرد؟
  2. این تصویر را از کجا آموخته‌ام؟
  3. در چه لحظه‌هایی حضور خدا را بیشتر احساس کرده‌ام؟
  4. چه چیزی باعث می‌شود احساس نزدیکی بیشتری با خداوند داشته باشم؟
  5. اگر قرار باشد امروز خدا را در زندگی خود ببینم، در کدام بخش از زندگی می‌توانم ردپای او را پیدا کنم؟

43 دیدگاه برای سریال امپراطوری عشق | پارت ۱۸

کیفیت محتوا
ریویوایکس
86%

برای این محتوا یک نظر بنویسید

18 نفر از مشتریان دیدگاه ثبت کرده‌اند

مرتب‌سازی بر اساس

  • مینا فیاضی

    M:F

    ب نام افریدگار افتاب
    خدای ماه و خدای مهتاب
    سلام استاد

    👈خداوند بخشنده مهربان
    👈خدای هر کسی احساس او و در درون اوست
    👈هر کسی ب اندازه ایمان ب خدا ب خدایش نزدیک هست
    👈خدایی ک در هر زمان و هر مکانی هر وقت صدا بزنی جوابتو میده
    👈خدایی ک کاری نداره دیروز چیکار کردی امروز داری چیکار میکنی و فردا چ خواهی کرد
    👈خدایی ک میگ صدام بزن تا اجابتت کنم
    در هر نفسی ک داریم خدا وجود داره

    👌در تاریکی روزنه ای از نور امید است
    👌در تمام لحظه ها ب دنبال جنبه زیبا باش
    👌خداوند زیباست و زیبایی رو دوست دارد و در زیبایی حضور دارد
    👌خداوند در ارامش و سلامتی و زیبایی و خوبی و شادی و ثروت است

    ب بهترین ها توجه کنیم
    خدا بهترین بهترین هاست

    💐خدا کوه ثبات است و بشر عین نیاز

    💐باید اگاهانه روزمره دست نیاز ب سمت خدا دراز کنیم
    تا کم کم با تکامل بتونیم حضور خداوند رو حس کنیم
    ینی اعتماد و ایمان ب خدا

    وقتی همه چیو بسپریم ب خودش از عالی عالی تر میشه
    جمله ی خدایا تو خودت بسازی قشنگتره💯

    منظور از اندازه ظرف و ظرفیت
    در موضوع دریا و خدا
    مقدار اعتماد و ایمان ب خدا هست
    سپردن زندگی و خودت ب خدا
    خدایا شکرت😍

    (خدا بهترین هست)
    (خدا بهترین سازنده)
    (خدا بهترین نگهدارنده)
    (خدا بهترین دوست)

    خدایا خدا جونم من میخوام خاص زندگی کنم
    از انرژی و احساسات عالی پیامبران و امامان غرق در حال و هوای خدایی

    (خدای درون)
    (خدای در دسترس)
    (خدای خوشبختی)
    (خدای نزدیک ب حد نفس)
    (خدای بزرگ و بی نهایت)
    (خدای مهربان و بخشنده)
    (خدای سلامتی و ارامش)
    (خدای سلامتی و زیبایی)
    (خدای شادی و مهربانی)
    (خدایا رها هستم ب هدایتت)
    (خدایا برای تمام نعمت هایت سپاسگزارم)

    همه چیز تنها وجود دارد
    نه چیزی خوبه
    نه چیزی بده
    این ماییم ک برچسب خوب و بد میزنیم
    هر کسی با توجه ب برداشت خودش میگ فلان ادم یا فلان چیز خوبه یا بده

    خدای من….🤲
    استاد من….🌹

    ۱۴۰۵-۰۵-۰۴

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • سارا مصدق

    سارا مصدق

    سلام و عرض ادب استاد گرانقدر و دوستان عزیز
    باید قدردان و شکرگذار بود بابت این آگاهی های ناب که استاد به ما هدیه میکنند.
    چقدر زیبا گفتید استاد عزیز که ” به اتفاقات برچسب خوب و بد نزنیم” کاری که به شخصه روزمره انجام میدم و چقدر نگاهمون زیبا میشه اگر این دید رو نسبت به اتفاقات داشته باشیم و اتفاق رو صرفا اتفاق ببینیم بدون نسبت دادن برچسب خوب و بد🥰
    این آگاهی که به عمق وجودم نشست روزی امروزم بود و بابتش خدا رو شاکرم و از استاد عزیز که با مثال های ساده و کلام شیوا چراغ راهم شدند سپاسگذارم…
    در مسیر عشق و نور باشید🌸

    ۱۴۰۵-۰۴-۲۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • مینا فیاضی

    ✍️مینا فیاضی

    به نام آنکه آفرید:
    من ، تو ، او
    ما ، شما ، آنها
    را☺️
    سلام استاد مهربون🌹

    تغییر و اصلاح از خود شخص شروع میشه.
    اگه خودت خودتو به بهترین ورژن
    اصلاح کنی و تغییر بدی
    همه چیز خود به خود باب میلت میشه.
    قانون دنیا برای همه یکسانه
    شخص باید خودشو با دنیا اوکی کنه.
    انسان منحصر به فرد هست.
    هر فرد خصوصیات مخصوصی داره
    که تنها برای خودشه.
    محبت بیجا و حمایت زیاد ممنوع.

    👏👏👏👏

    ۱۴۰۴-۰۹-۱۵

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • لیلی سلطانی

    لیلی سلطانی

    🇮🇷
    IR

    به نام خالق ستاره ها

    سلام استاد ضیاء گرامی و همه دوستان عزیز

    برداشتم از قسمت پانزدهم:

    تا در طلب گوه کانی کانی
    تادر هوس لقمه نانی نانی
    این نکته رمز اگر بدانی دانی
    هرچند که در جستن آنی آنی

    به دنبال هر چه هستیم و فکر می‌کنیم همان نصیبمان میشود.فقط باید یاد بگیریم که درست بخواهیم،درست فکر کنیم و راه رو از بیراه تشخیص بدیم.باید یاد بگیریم ذهنمون رو تربیت کنیم تا بتواند خلق کند.
    بازم سپاسگزارم استادضیاء گرامی
    🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀

    ۱۴۰۳-۱۲-۰۸

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • مینا فیاضی

    مینا فیاضی

    🇮🇷
    IR

    به نام خالق زیبایی
    درود فراوان استاد آگاهی
    🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷🪷

    اگر از زندگی رضایت نداری با تغییر باور میتونی شاهد حل مسائل و چالش ها و پیدایش موقعیت های بهتر و اتفاقات زیبای زندگی باشی
    ✅️✅️✅️✅️✅️✅️

    تقلید یا دنبال کردن به دلیل رای اکثریت درست نیست
    درست راهیه که خودت با درک و فهم و تلاش انتخاب کردی و در مسیر زندگی رضایت داری
    ✅️✅️✅️✅️✅️✅️

    احسنت استاد عزیز

    ۱۴۰۳-۰۶-۲۵

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • مینا فیاضی

    مینا فیاضی

    🇺🇸
    US

    به نام خدا🪷 🪷سلام و هزاران سلام

    ✅️✅️اگه از زندگیت راضی نیستی و میخوای زندگی بهتری داشته باشی هیچ چیز جز تغییر خودت تاثیرگذار نیست
    قانون جهان همیشه و برای همه ثابت است
    ما باید با قوانین هماهنگ شویم

    زندگی زیباست ای زیبا پسند
    زنده اندیشان به زیبایی رسند
    👌💯☝️
    🙌🙌

    ۱۴۰۳-۰۶-۲۴

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • عصمت مرتضوی

    عصمت مرتضوی

    بنام خداوند عشق و آگاهی
    درود بر استاد ضیاء گرامی
    نکاتی که در این فایل عنوان شد کاملا مورد تایید منست زیرا:
    هرگز تعداد فالور را ملاک ارزشمندی یک استاد نمی بینم و من با سخنان استاد ضیاء بزرگوار افکارمو رشد دادم و به آگاهی نسبی دست یافتم و نه قبل و نه بعد از ایشان دنباله رو هیچکس نخواهم بود 👍
    من تا حد خوبی با قوانین جهان هستی آشنا شده ام و مواظب افکار و رفتارم هستم و این یاد گیری را مدیون استادم هستم زیرا میدانم قوانین ثابت هستند و این منم که باید خودمو با قوانین وفق دهم.
    من در زندگی فرزندانم دخالت بیجا نمیکنم و بجای آنها تصمیم گیری نمیکنم زیرا عقل کُل نیستم و هر کس طبق طرح الهی خودش مسیر زندگیش را انتخاب میکند .
    سپاسگزارم 🙏🙏🙏🌹🌹🌹

    ۱۴۰۲-۰۶-۰۳

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • گل رز زرد

    گل رز زرد

    سلام ودرود فراوان.ممنون استادبابت این فایل زیبا وآگاهی دهنده.ما فقط وفقط باید برروی خودمان کار کنیم وباید دیگران را رها کنیم.هرچند که پذیرفتن این قضیه سخت باشد اماوقتی دیگرا را رهاکنیم وهمه انرژی را روی خودمان بءداریم کم کم جهان اطرافمان هم تغییر می کند

    ۱۴۰۲-۰۳-۰۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • زهرا حسینی

    زهرا حسینی

    درود فراوان
    قبل از ورود به مسیر آگاهی همیشه با خود میگفتم که من در مقابل فرزندم مسئولم و باید او را به راه درست هدایت کنم تا فردی خوب در زندگی اش باشد.
    اما خوب به چه معنا بود خوبی که عرف جامعه به من یاد داده بود.
    اما خدا رو شاکرم که زود متوجه شدم و از کارم دست برداشتم تا حدود زیادی سعی میکنم که او را رها کنم تا تجربه کسب کند و خودش راه زندگی اش را پیدا کند.و فقط نقش یک مشاهده گر را دارم.
    و موضوعی دیگر که استاد صحبت کردند در مورد تعداد دنبال کننده های خودشان بود.
    اگر به این باور برسیم که تعداد دنبال کننده ها نمیتواند ملاک خوب یا بد بودن شخصی باشد آنگاه میتوانیم راه سعادت را پیدا کنیم.
    همانطور که زمان پیامبران هم تعداد معدودی دنباله رو و مرید پیامبران بودند و الان بعد از گذشت سالها میتوانیم متوجه شویم.
    و حتی خداوند در چندین آیه از قرآن می‌فرماید که تعداد زیادی از مردم اشتباه میکنند یا اینکه فقط تعداد معدودی درست میگویند.پس جمعیت زیاد به این معنا نیست

    ۱۴۰۲-۰۳-۰۸

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • عصمت مرتضوی

    عصمت مرتضوی

    بنام خداوند عشق و آگاهی
    درود بر استاد ضیاء بزرگوار
    این فایل نکات آگاهی زیادی داشت منجمله :
    ثابت بودن قوانین خداوند که بنظر من همین ثبات هست که مسیر زندگی را مشخص میکنه و هر فرد متوجه میشه که قوانین خداوند پارتی بازی و سفارشی نیست و عدالت در هر زمینه ای حرف اول را میزند و این ما هستیم که باید خودمون رو با قوانین تطبیق دهیم
    در مورد تربیت فرزندان نکته کلیدی اینه که اختیار و آزادی عمل به فرزندانمون بدیم و اجازه دهیم بارها زمین بخورند و بلند شوند تا بالاخره مسیر درست زندگی را پبدا کنند
    من به این نتیجه رسیدم که میزان درک و آگاهی جوانان بمراتب بهتر از والدین هست چرا که وقتی سن جوانی خودمان را بیاد آوریم خواهیم دید که اونا بهتر از ما مسائل را درک و حل و فصل میکنند پس چرا دخالت بیجا در زندگی آنها؟
    من بشخصه در زندگی فرزندانم دخالت و تعیین تکلیف نمیکنم فقط دورا دور نظاره گر تصمیمات انها هستم و اگر لازم باشه نظرم را مطرح میکنم و از این شیوه نتیجه خوب گرفته ام .
    در مورد تعداد فالور استاد صحبت کردند باید بگویم من فقط و فقط در درون همین کانال و همین سایت با همین استاد رشد کردم و هیچ جای دیگر را نمی شناسم و تعداد فالور برام مهم نیست .
    سپاس از این فایل آموزنده 🙏🌹

    ۱۴۰۱-۱۲-۱۰

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    ناهید ناصحی

    بنام خدای عشق و زیبایی ها ،💚💚درود فراوان به استاد مهربانم ،♥️♥️.من نباید مثل خانواده ی خودم که برای من زندگی ام تصمیم گرفتند من به فرزندانم زور نگویم ونظر مو تا جایی که فکر میکنم به آنها کمک می‌کند بهشون بگم ..من قبل ورود به این سایت همیشه بسیار حساس ونگران فرزندانم بودم آنقدر حساس که نمی‌گذاشتیم تنها پسر ده ساله تا سر کوچه برود جوری شده بود که خجالت می‌کشید ومیگفت ترو خدا مامان مدرسه منو می رسونی جلو همکلاسی هایم آنقدر به من سفارش نکن ..واقعا پسرم داشت افسرده میشد چون نداشته بودم خودش رشد تکامل را طی کند ..اعتماد به نفس نداشت حتی تنها که باشد جواب سوال معلم خود را بدهد خجالت وگوشه گیر شده بود خدا رو شاکرم این فایل های استاد. منو از خواب غفلت بیدار کرد ..

    ۱۴۰۱-۱۰-۰۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • خانم نجف پور

    خانم نجف پور

    ظهر۲۴آذر ❤️

    زندگی اتفاقی نیست بلکه پاسخی در
    برابر بخشش‌ها و داده‌های من است هرچه کنم به خود کنم
    زندگی صدا و آهنگ خودم است.
    هر قسمتی از زندگیِم ازتاب نیت و
    افکارمن است و توجه واحساسی که به اون فکر دارم
    . من خودم خالق زندگیم
    هستم
    من خالق زندگی خودمم
    خدایا شکرت استادضیا عزیزدل متشکرم که خدای واقعی رو بمن نشان دادی

    ۱۴۰۱-۰۹-۲۴

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • مینو سعیدزاده

    مینو سعیدزاده

    سلام و عرض ادب و بنام خداوند صلح و دوستی

    دیدگاه مربوط به قسمت پانزدهم امپراطوری عشق
    موضوع بحث // پرسش و پاسخ
    نکات قابل توجه
    ✅ برای داشتن فرزندانی با اخلاق نیک باید تلاش کنیم تا برایشان الگوهایی نیک باشیم
    و ضمن اینکه در مورد فرزند من به شخصه معتقدم که
    « من مادرِ فرزندم هستم نه مالکِ او »
    و تا مرحله ی نیاز فرزند بعنوان مادر و پدر هم بعنوان پدر موظف به یاری رساندن و سرپرستی هستیم تا مرحله ی کودکی سوری شود // ضمن اینکه تلاش کنیم تا بتوانیم الگوهای مناسبی باشیم
    اما از یک مرحله به بعد باید بپذیریم که فرزند ما یک انسان مستقلی میباشد که دارای قوه ی اراده و عقل هست و حق مسلم اوست که در مسیر زندگی خود تعیین کننده ی راه و مسیر باشد
    قطعا زمین خوردن و شکست و ضربه هم هست تا با هر زمین خوردنی تجربه ای و درسی و پیشرفتی داشته باشد

    ✅ قوانین هستی معین هستند و ثابت و غیر قابل تغییر

    ✅ برای طی کردن مراحل رشد نیاز به تغییر هست و تغییر قطعا و حتما باید از خود ما شروع شود // زمانیکه ما تغییر در جهت رشد را آغاز کنیم شرایط برایمان بسمت رشد تغییر خواهند کرد

    سپاس از استاد برای این مجموعه از بهترینها
    به تاریخ ۱۴۰۱/۶/۲۹

    ۱۴۰۱-۰۶-۲۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • عصمت مرتضوی

    عصمت مرتضوی

    بنام خالق هستی
    درود بر استاد ضیاء بزرگوار
    در این قسمت ابتدا از آزاد گذاشتن بچه ها صحبت شده و این مورد را تجربه کرده ام و نتیجه نیک گرفته ام الهی شکر 🙏
    در بخش دیگر از تعداد فالور بحث شده که عده ای ملاک ارزندگی یک کانال یا یک استاد را بر اساس تعداد فالورهای آنها میدانند و این یک تفکر غلط است زیرا آنچه ارزشمند و مهم هست نحوه و نوع گفتار و آموزش هست و اینکه نسخه هر فرد در جای خاصی هست و من بشخصه همین کانال را انتخاب کرده ام و از آن نتیجه دلخواهم را گرفته ام و هرگز حتی تفکر رفتن به جای دیگری را ندارم👍
    در جایی دیگر از ثبات قوانین خداوند صحبت شده و این مورد باعث اعتماد و ایمان هرچه بیشتر ما به جهان هستی و خداوند میگردد زیرا تنها قوانینی ثابت و دائم هستند ، که کاملا بی نقص و کامل میباشند.
    🙏🙏🙏🌺🌺🌺

    ۱۴۰۱-۰۶-۱۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    زهرا طیبی

    به نام خداوند مهربان
    سلام و درود خدمت استاد گرامی
    سپاس فراوان بابت فایل عالی چقدر نکات عمیق و سازنده ای داشت .
    درمورد رها کردن فرزندان ودیگران و اینکه مدام نگران بقیه نباشید زیرا هرکس باید مسیر تکامل خود را طی کند.
    مثال خودم دقیقا یادم هست ، سال گذشته راجع به یکسری مسایل وچالش هایی که درمورد فرزندم داشتم باشما مشورت کردم واز شما کمک خواستم ، تمام تلاشم کمک به فرزندم بود .
    وشما بامن صحبت کردین که این کار رو نکن بگذار خودش تصمیم بگیرد وبرای آینده اش تجربه کند ، نگرانی مادرانه بود وعاجز بودم از درک آن ، وخیلی آن موقع ناراحت شدم که چطور فرزندم را رها کنم ، کمی طول کشید تابفهمم که شما چه می گویید درس من از قوانین زندگی وکار خداوند چیست ،الان که خدا رو شکر این درس ها رو می فهمم و خودم را از مسیر فرزندم کنار کشیدم می فهمم که کارم درست بوده ودختر م کل مسیر زندگی اش تغییرکرده چون بارها کردن من او ،به خودش آمد وفهمید که من کنارش نیستم باید خودش برای زندگی اش تصمیم درست را بگیرد والان درشرایطی است که می تواند دراین سن کم درآمد داشته باشد . وکلی برای آینده اش برنامه ریزی کند.
    درمورد فالور صحبت کردین واینکه اکثریت بدنبال جعمیت هستند وتصمیمات درستی رانمی گیرند ، این هم مثال خودم به دنبال اکثریت وارد بورس شدم وچون هیچ تجربه واطلاعاتی دراین زمینه نداشتم کلی ضرر کردم وحال متوجه شدم که بدنبال اکثریت رفتن خیلی جاها خطاست .
    ممنونم بابت تک تک راهنمایی های خوبتون

    ۱۴۰۱-۰۶-۱۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا محتوا مفید بود؟