چگونه احساس ارزشمندی کنید؟
بروزرسانی شده در: ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
با این جمله شدیدا مخالفم که ما باید برای بدست آوردن، برای رسیدن، برای شدن، برای بودن، برای موفقیت و یا برای رسیدن به یک هدف یا اینکه چگونه احساس ارزشمندی کنیم باید سخت بجنگیم!
اصلا با کلمه جنگ مخالفم، به این دلیل که با هرچه بجنگی با تو میجنگد، به هرچه مقاومت نشان دهی او هم به تو مقاومت نشان میدهد.
جهان پیرامون ما مثل آیینه انعکاسی است از افکار و سپس اعمال ما، پس قرار نیست در زندگیمان مدام در حال جنگیدن باشیم که نتوانیم به رویاهایمان برسیم. یا نتوانیم به دیگران کمک کنیم.
کمبود سرنوشت نهایی شما نیست
شما بوجود آمدید و به دنیا آمدید که یک زندگی سرشار از فراوانی داشته باشید. اگر الان برای مدتی طولانی در حال جنیگیدن هستید، به راحتی ذهنیت کمبود را در خود پرورش میدهید.
مثلا فکر میکنید، من هیچوقت نمیتوانم خانهای زیبا و بزرگ را بخرم یا داشته باشم! من هیچوقت نمیتوانم آنقدر پول داشته باشم که بتوانم خانوادهام را خوشبخت کنم! یا من هیچوقت نمیتوانم رابطهای عاشقانه در زندگیام داشته باشم که بتوانم یک زندگی عاشقانه را تجربه کنم!
تا زمانی که این مدلی فکر میکنید و یا به کمبود فکر میکنید به ثروت بیش از حد نمیرسید یا دست پیدا نمیکنید. شما باید باور کمبود را در خود از بین ببرید و باور فراوانی را در خود بوجود بیاورید.
برای اینکه نمیدانید چگونه احساس ارزشمندی کنید اکثر اوقات ما ارزش خودمان را در اینکه دیگران ما را چگونه قضاوت میکنند، درباره ما چه میگویند، چگونه به نظر میآییم و اینکه چگونه با ما رفتار میکنند یا چقدر در زندگی موفق بودهایم یا چقدر زندگی بی نقصی داشتهایم، می دانیم.
مسئله اینجاست که تمام این موضوعها میتوانند تغییر کنند.
احساس بی ارزشی چگونه به وجود می آید؟
اگر شما ارزش خود را در اینکه دیگران چطور با شما رفتار میکنند بدانید، هر زمانی به شما آسیب بزنند و یا شما را ناامید کنند، آنوقت شما احساس بیارزش بودن میکنید!
اگر شما ارزش خود را از دستاوردهای خود بگیرید، مثل اینکه چقدر درآمد دارید، چه ماشینی دارید، یا چه القابی برای خود درست کردهاید، اگر مشکلی پیش بیاید و جایگاه قلبتان را از دست بدهید
مثلا اگر کسب و کارتان شکست بخورد، یا اگر رابطهتان شکست بخورد، آنوقت شما نیز احساس بیارزشی میکنید.
بعضی افراد به خاطر اینکه در زندگیشان اشتباهات مختلفی کردهاند احساس خوبی نسبت به خودشان ندارند. مثلا در موقعیتی قرار ندارند که انتظارش را داشتهاند. و حالا در زندگیشان احساس ناامنی و حقارت میکنند.
اینجور افراد ارزش خود را در عملکرد خود میدانند.
اینکه دیگران چگونه با شما رفتار میکنند ارزش شما را تغییر نمیدهد. اینکه در مورد شما چه میگویند یا با شما چه کاری میکنند شخصیت شما را خراب نمیکند.
اشتباهاتی که مرتکب شدهاید از ارزش شما کم نمی کند. آنها کارهایی هستند که صرفا شما انجام دادهاید و نشان دهنده شخصیت شما نیستند.
خودتان را با ارزش بدانید
شما میتوانید خانه بزرگتر یا بهتری بخرید یا ماشین بهتری داشته باشید، اما اینها شما را ارزشمندتر نخواهند کرد. این چیزها فقط میزان دارایی شما را افزایش میدهند، نه میزان ارزش درونی شما را چون نمیدانید چگونه احساس ارزشمندی کنید !!!
شما با داشتن یک آپارتمان کوچک و بدون هیچ لقبی هم ارزشمند بودید. یک موقعیت شغلی خوب ممکن است به شما اعتبار ببخشد اما تاثیری در میزان ارزش شما ندارد.
شما ممکن است یک مادر خانهدار باشید که در حال بزرگ کردن بچههایش است. شاید اعتبار یک مدیر را نداشته باشید، اما همان قدر و به همان اندازه ارزشمند هستید. ارزش شما در اینکه چه میکنید و چه درآمدی دارید، یا چه کسانی را میشناسید، نیست.
اینها معیارهای ظاهری هستند که قابل تغییر میباشند. اما دشمن، (یعنی باور خودتان) تمام مدت تلاشش را میکند تا شما را بی ارزش جلوه دهد.
او عاشق این است که شما اجازه دهید حرفی که دیگران در مورد شما میزنند، به شما احساس بیارزشی یا حقارت بدهد.اینکه زندگی خود را با زندگی دیگران مقایسه کنید. برای مثلا وقتی احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید که به جایگاه آنها برسید.
یا در همسایگی آنها زندگی کنید. یا عملکرد بی نقصی داشته باشید. یا مثلا وقتی اعتیادتان را ترک کردید، بعد احساس ارزشمندی کنید. اما بدانید که انجام دادن هیچ کاری باعث نمیشود که شما ارزشمندتر شوید. نه چیزی که بدست می آورید، نه چیزی که بر آن غلبه می کنید.
شما همین الان هم ارزشمند هستید
خداوند شما را اشرف مخلوقات آفریده است، شما بی نظیر هستید، از شما فقط یکی در جهان موجود است، شما خاص هستید. خداوند شما را بیهمتا آفریده است. هیچوقت مثل شما در جایی وجود نخواهد داشت.
پس شانههایتان را عقب ببرید و با اعتمادبنفس حرکت کنید، چون شما خارقالعاده آفریده شدهاید. بسیاری از مردم همیشه میخواهند خودشان را ثابت کنند. آنها نمیتوانند نسبت به خودشان احساس خوبی داشته باشند، مگر اینکه به دیگران ثابت کنند که چقدر مهم هستند
میخواهند به همکارانشان ثابت کنند که چقدر با استعداد هستند. به منتقدانشان ثابت کنند که آنها در موردشان اشتباه فکر میکنند. اینگونه افراد دائم در حال جنگیدن هستند، آنها همیشه مجبورند که بهتر از دیگران کار کنند، بهتر از بقیه رانندگی کنند یا بهتر از بقیه لباس بپوشند.
بسیار حس آزادی بخشی است وقتی متوجه میشوید که نیازی ندارید چیزی را به کسی اثبات کنید. مجبور نیستید دیگران را تحت تاثیر قرار دهید. اینگونه فشارها را از روی دوش خود بردارید، رقابت کردن، ثابت کردن چیزی به دیگران یا تحت تاثیر قرار دادن آنها انرژی بسیار زیادی میخواهد.
اگر همواره در حال ثابت کردن خود به دیگران هستید مثل این است که روی تردمیل بدوید. به محض اینکه خودتان را به یک نفر ثابت کنید میبینید که افراد دیگری هم هستند که باید آنها را هم تحت تاثیر قرار بدهید و این چرخه پایان ناپذیر است. پس از این تردمیل پیاده شوید.
در واقع شما سخت تلاش میکنید، اما به هیج جایی نمیرسید، بدانید که مجبور نیستید چیزی را به کسی ثابت کنید.
این روزها استفاده از برندهای معروف خیلی مهم شده است. خیلی علاقه داریم فلان کفش مارکدار را بپوشیم، فلان عینک را بزنیم، فلان کیف یا فلان ماشین را داشته باشیم و فلان گوشی موبایل را بخریم. اگر خیلی باحالتر از این حرفها باشید حتی میخواهید زیرپوشتان هم برند باشد.
و اینگونه میتوانیم احساس خوبی نسبت به خودمان داشته باشیم. گاهی آنقدر اسم برندهای دیگر را روی خودمان می گذاریم که اسم خودمان را فراموش میکنیم. میخواهم به شما بگویم که اسم شما بسیار مهمتر از اسم تمام آن برندهایی است که روی خود میگذارید.
هیچ مشکلی در داشتن این برندها یا راندن ماشینهای لوکس و پوشیدن لباسهای مارکدار نیست، اما اجازه ندهید که آنها دلیل احساس خوبتان نسبت به خودتان باشند. بخاطر اینکه، چیزی که امروز برایتان خیلی جذاب است و به نوعی آخرین و جدیدترین مدل است، چند وقت دیگر قدیمی خواهد شد.
برای داشتن احساس ارزشمندی و احساس راحتی مقاله دوازده مرحله بسیار خاص و عملی برای ساده کردن زندگی را بخوانید.
اگر شما ارزش خود را در دارایی های خود بدانید باید مدام دنبال برندها، موقعیتها و دوست های جدید باشید، این کار انرژی شما را میگیرد. آنقدر سخت نگیرید، شما با داشتن آنها نمیتوانید ارزشمندتر از الانتان شوید.
شما میتوانید لباسهای بیشتری بخرید، دوستان بیشتری داشته باشید، اما این چیزها ارزش شما را تغییر نخواهند داد.
اگر ارزش خود را از حمایت، تایید و دلگرمیهای دیگران بگیرید، آنگاه اگر به هر دلیلی آنها آن کار را برای شما انجام ندهند شما احساس بیارزشی میکنید. تا زمانی که آنها به شما بگویند عالی هستید و شما احساس عالی بودن میکنید
اما مشکل اینجاست که اگر آنها نظرشان را عوض کنند و دیگر از شما تعریف نکنند شما هم دیگر احساس عالی بودن ندارید. شما نمیتوانید ارزش خود را بر اساس چیزی که دیگران به شما میدهند قرار دهید.
کار مردم خیلی جالب است! یک روز به شما میگویند که چقدر زیبا هستی، چقدر باحال هستی، چقدر سخاوتمند هستی، چقدر مهربان هستی و روز بعد میگویند هیچ اهمیتی برایم نداری!
یک روز بخاطر نجاتشان از شرایط سخت خدایشان را سپاس میگویند، روز دیگر در شرایطی دیگر به خدا هم حمله میکنند. اگر بدون وجود دیگران نمیدانید که چه کسی هستید پس وقتی آنها شما را ترک کنند سردرگم خواهید شد.
آنها شما را در گمراهی قرار میدهند. چون هویت شما در گروی چیزی بود که آنها از شما ساخته بودند.
سپس شما تلاش خواهید کرد تا فرد دیگری را پیدا کنید تا به شما بگوید که چه کسی هستید. آنها شما را ناامید میکنند. به شما حسادت میکنند.
آنها همچنین مشکلات خودشان را دارند. اجازه دهید تا خدایتان به شما بگوید که شما چه کسی هستید. ارزش و قدر و منزلت خود را از خدای خود بگیرید.
او به شما میگوید که شما اشرف مخلوقات هستید، شما بینظیر هستید، شما یک ثروت ارزشمند هستید. ممکن است کسی دقیقا بر خلاف این حرف ها را به شما بگوید.
مثلا تو استعداد نداری، تو جذاب نیستی، تو شخصیت خوبی نداری. شما باید این حرفها را از این گوش بگیرید و از آن گوش خارج کنید. آنها نمیتوانند میزان ارزش شما را مشخص کنند.
چیزی که آنها میگویند یا کاری که آنها میکنند چیزی از اشرف مخلوقات بودن شما کم نمیکند. دیگر اجازه ندهید که طرز رفتار دیگران با شما، باعث شود که شما احساس کوچکی و حقارت کنید.
آنها سرنوشت شما را کنترل نمیکنند. آنها به شما زندگی نبخشیدهاند. آنها شما را وارد این دنیا نکردهاند. آنها شما را به برتری انتخاب نکردهاند. آنها شما را تایید نکردهاند.
ارزش و هویت خودتان را در اختیار دیگران قرار ندهید. حتی انسانهای خوب اطرافتان هم نمیتوانند هر چیزی که شما نیاز دارید را به شما بدهند.
کسی که شما را خیلی دوست دارد نمیتواند همواره به شما حس تایید، ارزش، اعتبار و احساس امنیت بدهد. مشکلِ اینکه میگویم از مردم این چیزها را نخواهید این است که مردم هم مشکلات خودشان را دارند.
آنها هم در حال دست و پنجه نرم کردن با احساس ناامنی، ترس، آسیب، زخم و ناکارآمدی هستند. آنها نمیتوانند بهتر از این عمل کنند، این برایشان عالیست.
کسانی که زندگی خودشان خوب نیست میتوانند زندگی شما را هم خراب کنند. اگر شما ارزش خود را در چیزی که آنها به شما میدهند بدانید، شما هم مثل آنها ناکارآمد خواهید شد. اجازه ندهید که اینگونه افراد بقیه زندگی شما را هم خراب کنند.
اگر کسی به شما آسیبی بزند، یک مِیلی به درونی کردنِ این احساس وجود دارد که فکر کنید حتما مشکل از من است. مثلا اگر من جذابتر بودم او مرا ترک نمیکرد، اگر کمی باهوشتر بودم دوران کودکی بدی نداشتم.
اما بدانید که این موضوع هیچ ربطی به شما ندارد. رفتار دیگران با شما ناشی از آسیبها و زخمهای گذشته خودشان است. صدمه زدن به آدمها باعث صدمه زدن به آدمهای دیگر هم میشود.
اجازه ندهید چیزی که آنها میگویند شخصیت شما را تعریف کند. اجازه ندهید چیزی که نتوانستید بدستش بیارید باعث شود خود را سرزنش کنید. بدانید که اگر کسی به شما میگوید شما لایق این نیستید که کسی شما را دوست داشته باشد، این یک دروغ است.
اگر به شما میگویند که شما جذاب نیستید این هم یک دروغ است. اما اگر شما ارزش خودتان را بر مبنای این دروغها قرار دهید آنوقت شما هیچ ارزشی برای خود قائل نخواهید بود.
وقتی کسی به شما بدی کرده، به جای اینکه به خودتان بگیرید، تا حالا به این فکر کردید که شاید آنها به زندگی خود گند زده باشند.
شاید آنها احساس بدی نسبت به خود داشته باشند یا شاید آنها خود را لایق دوست داشتن کسی نمیدانند. الان به این دلیل میخواهند کاری کنند تا شما هم همین احساس را داشته باشید.
ممکن است فکر کنید که هیچوقت پدر و مادر یا اطرافیانتان شما را نپذیرفتهاند، حتی از وجود شما خوشحال نیستند و شما را تایید نمیکنند. حقیقت این است که این موضوع هیچ ربطی به شما ندارد، بلکه ناشی از مشکلات و احساس ناامنی ای است که خودشان در زندگی دارند.
وقت خود را صرف گرفتن چیزی از آنها نکنید که نمیتوانند به شما بدهند. افرادی هستند که در هفته ۸۰ ساعت کار میکنند تا فقط به پدر و مادرشان ثابت کنند که آدم موفقی هستند.
تا به اطرافیانشان ثابت کنند که به اندازه کافی خوب هستند. دست از این کارا بردارید وگرنه بزودی ناامید خواهید شد. دیگر تلاش نکنید افرادی را که قرار نیست برای شما باشند را مجبور کنید که به نفع شما کار کنند.
بخاطر اینکه افراد نزدیک به شما از وجود شما خوشحال نیستند، احساس حقارت نکنید. اگر نیاز به تایید آنها داشتید تا الان گرفته بودید. اگر نگرفتید به این معناست که شما برای تبدیل شدن به کسی که خدا شما را برای آن خلق کرده است، نیازی به تایید آنها ندارید.
گاهی اوقات ما نمیدانیم که چه کسی هستیم، ممکن است احساس کنید معمولی و متوسط هستید و هیچ چیز بزرگی در وجودتان نیست، اما یادتان باشد شما بخاطر خالقتان چیزی در وجودتان هست که شما را بسیار ارزشمند ساخته است.
احساس ارزشمندی یعنی اینکه انسان ارزش وجودی خودش را مستقل از نتیجهها، تأیید دیگران یا نقشهایی که دارد ببیند؛ یعنی بداند «من ارزشمندم چون هستم، نه چون چه میکنم».
خلاصهٔ تمرینهای تقویت احساس ارزشمندی
-
شناخت نقاط قوت — هر روز ۳ ویژگی مثبت خودت را بنویس.
-
مرزگذاری سالم — یک «نه» کوچک اما ضروری در روز تمرین کن.
-
خودتأییدی — روزی یک جملهٔ تأییدی دربارهٔ ارزش وجودیات تکرار کن.
-
مراقبت از خود — روزانه یک کار کوچک فقط برای خودت انجام بده.
-
بازنگری باورها — هر باور منفی دربارهٔ خودت را بنویس و نسخهٔ واقعبینانهترش را جایگزین کن.
شاد باشید




سلام استاد عزیز🌹
خوشحالم که از همین سن باهاتون آشنا شدم….شاید هم کمی دیر شده ولی با کمک شما اعتقاداتی که روی مغزمون اثر گذاشته و اینده مون رو میسازه درستشون کنیم
هنوز خیلی مونده که ذهنم پاک بشه ولی حداقل شست و شو های مغزمون از طرف دیگران با اگاهیه….
❤️🌹