موفقیت یا شکست چگونه بوجود می آید؟

موفقیت یا شکست چگونه بوجود می آید؟

واقعا آیا تابحال به این موضوع فکر کردید که موفقیت و شکست چگونه بوجود می آید؟ آیا سلامتی، ثروت، رابطه عاشقانه و خوشبختی یک امر طبیعی است یا بیماری، فقر، رابطه های شکست خورده و بدبختی؟ اگر سلامتی یک امر طبیعی است پس بیماری چرا؟ یا بیماری از کجا و چگونه بوجود می آید؟ و اگر بیماری یک امر طبیعی هست چگونه افرادی را می بینیم یا می شناسیم که تمام عمرشان در صحت و سلامت زندگی می کنند؟ در مورد ثروت همچنین اگر فقر یک امر طبیعی است پس چرا افرادی ثروتمندند و اگر ثروت امری طبیعی است پس چرا عده ای فقیر هستند؟ و همین سوال در مورد رابطه و یا خوشبختی و بدبختی! آیا بنظر شما می شود هم سالم و سلامت زندگی کرد، هم ثروتمند بود، هم رابطه عالی داشت و خوشبخت واقعی بود؟ اگر می شود چه چیزی عامل شکل گیری آن است؟ مثال های زیر و ادامه مقاله برای موضوع سلامتی گفته شده اما شما همین مثال را در تمام جنبه های زندگی میتوانید بکار ببرید.

مثال همیشگی من:

من میگویم اگر در زمان برف باریدن و زمانی که دانه های برف بر روی گونه ها، شانه ها و یا دستان شما می نشینند به کسی بگویی این دانه های ریز برف آیا میتوانند باعث مرگ کسی شوند یا می توانند کسی را نابود کنند، احتمالا همه به شما میخندند و میگویند دیوانه شده ای! چطور این دانه های برف به این سبکی، بی وزنی، متشکل از سر سوزنی آب، که اندازه نصف پشه هم نیستند میتوانند جان آدمی را بگیرند؟

آره درست است حق با آنهاست، چون آنها همان لحظه را می بینند و در مورد هر آنچه اکنون مشاهده می کنند قضاوت می کنند یا نظر می دهند، اما من باز هم میتوانم به شما ثابت کنم که همین دانه های ریزی که ده هزار تای آن روی دستتان بیافتد حتی متوجه افتادنشون هم نمیشوی، نه سنگینی را حس میکنی و نه دردی برای تو دارند، میتوانند تعداد زیادی آدم را بکشند.

میدانی کِی این اتفاق می افتد؟

زمانیکه ریزش این دانه های ریز برف بصورت پیوسته و مداوم ببارد و تعدادشان زیاد شود، میتوانند قدرتمند شوند. با افزایش تعداد بیشتر این دانه های برف ارتفاع آن میتواند به چندین متر برسد. در آن حالت میتواند این میزان برف خطرناک و کشنده باشد. به این شکل که وقتی آن برف ها از ارتفاع به شکلی ریزش کنند، میتوانند منجر به سقوط بهمن شوند و شهری یا روستایی یا انسانهایی را در درون خود دفن کنند و جان هزاران نفر را بگیرند، حتما تابحال خبرهایی در این مورد شنیده اید که با سقوط بهمن چقدر خسارت ها و یا جان ها گرفته شده است. به شکلی دیگر اگر همین برف مقدارش زیاد شود و در پس آن، مقدار کمی باران از آسمان بر روی آن برف ها ببارد با سرعت خیلی زیادی باعث آب شدن آن برف ها می شود و به یکباره میتواند باعث طغیان رودخانه هایی عظیم و سیلاب هایی ویرانگر شود و هر چیزی در مسیرش هست را در هم بشکند و نابود کند و جان انسانهایی را هم بگیرد و یا حتی همه چیز را با خود ببرد. آره این کاری هست که همین دانه های ریز برف بی اهمیت یا کم اهمیت از نظر ما، که ما اصلا آنها را حساب نمی آوریم، میتوانند انجام دهند.

مثالی دیگر!

برای اینکه این موضوع را به درستی درک کنی مثالی دیگر را می آورم: وقتی یک یا چند دانه ماسه ریز را در لیوانی که آب آن را نوشیدید ببینید و متوجه شوید که ممکن است چند عدد از این ماسه ها را خورده باشید زیاد به خودتان نمی گیرید و مثلا می گویید اینکه چیزی نیست، یا اینکه این چیزی نبوده که خطرناک باشد. حال آنکه وقتی تعداد زیادی شن و ماسه ریز و کم اهمیت در کنار هم قرار می گیرند و با هم متحد میشوند و بهم می چسبند میتوانند تشکیل یک تکه سنگ بزرگی را بدهند که به هر کسی برخورد کنند او را از پای در می آورند. و زمانیکه همین تکه های سنگ تعدادشان زیاد شود و باز هم در کنار هم قرار گیرند و با هم متحد شوند ابتدا تشکیل یک تپه را و در نهایت با تعداد بیشترشان تبدیل به یک کوه بلند و عظیم میشوند. و موضوع عکس آنهم این است که وقتی به ماسه های لب ساحل نگاه میکنی می بینی طوری سیقلی و زیبا شده اند که هیچ دستگاه و هیچ تکنولوژی نمیتواند این کارِ به این زیبایی و با این انبوهی را انجام دهد. و وقتی به عامل این اتفاق فکر میکنی، متوجه میشوی که آب مسبب این اتفاق بوده است! باورت نمی شود. آب؟ آب با آنهمه ظرافت و انعطافش چطور می تواند چنین تاثیری عمیق و بزرگ را بر روی سنگ های سختی که هیچ دستگاهی شاید نتواند خراشی بر آن بندازد، بگذارد؟

آب؟ امکان ندارد!

بله درست است! همین  آب، که وقتی بدنت را درون آن قرار می دهی نوازشت میکند وقتی بیش از انداره و یا بسرعت زیاد به بدنت برخورد کند میتواند منجر به ایجاد زخم یا آسیب بر بدنت شود. این همان چیزی است که ما انسان ها کمتر به آن می اندیشیم که هر چیزی یا هر کاری هرچند کم اهمیت و ریز، وقتی به تعداد زیاد تکرار شود یا در کنار هم قرار گیرد قدرتمند می شود. پیشنهاد میکنیم فایل توجه به ناخواسته ها و عدم سلامتی در جامعه را در سایت گوش کنید

این است قاعده دنیا و این است مشکل ما انسان ها در مقابل این قاعده، که از اهمیت و تاثیر کارهای ریز و جزئی، چه مثبت و چه منفی در زندگی غافلیم، حال آنکه با انجام پیوسته همین کارهای مفید ریز و تکرار زیاد آنها و گذاشتن شان در کنار هم، ما میتوانیم به قدرتی تبدیل شویم که به غیرممکن ترین ها دست پیدا کنیم. ما می توانیم با یادگیری روزی فقط ده کلمه زبان انگلیسی بمدت یکسال، در پایان سال از عهده یک مکالمه خوب زبان انگلیسی بر بیاییم، ما می توانیم با خواندن روزی ده صفحه کتاب در یک حوزه مشخص، ظرف یکسال به یک فرد نخبه در آن حوزه تبدیل شویم، ما می توانیم با نوشتن فقط روزی یک صفحه کتاب پایان سال یک کتاب 365 صفحه ای را نوشته باشیم.

همه انسان های موفق، همه انسان های قهرمان، همه انسان های نابغه، همه انسان های ثروتمند و همه پادشاهان و رئسای جمهوری دنیا درس های شان یا گام های شان را یکی یکی بر داشتند، اما بطور پیوسته و مداوم. آنها با انجام کارهای درست تر، اما ریز و جرئی توانستند به یک فرد قدرتمند تبدیل شوند. همین چیزی که افراد شکست خورده، ناموفق یا فقیر نسبت به انجام آن بی تفاوتند. شما اگر قصد رفتن به یک سیاره دیگر را هم داشته باشی همه ی این مسیر تشکیل شده است از فاصله های میلی متری، سانتی متری یا متری که باید طی شوند تا به آن سیاره برسی. شما به یکباره یا بدون طی کردن این سانتی مترها نه اینکه به سیاره نمی رسید بلکه به سرویس بهداشتی منزل تان هم نمی توانید برسید😂  

بالعکس

حال از طرفی هم عکس این ماجرا را داریم، که با انجام کارهای نادرست ریز و جزئی، بطور پیوسته و مداوم باز هم همان قدرت را به آن می دهیم، یعنی کاری را می دانیم غلط و نادرست است ولی می گوییم این که اهمیتی ندارد حالا مگه چه می شود، فردا هم همین کار ریز و جزئی، پسفردا هم و … و به مرور زمان انجام همین یه کار غلطِ تکراری اثر بدش را در بخشی از زندگی ما می گذارد، و وقتی ما تعداد صد کار اشتباه یا غلط یا نادرست را مکررا انجام دهیم همین اشتباهات ریز، جزئی و کم اهمیت، بعد از چند سال به چند تکه سنگ قدرتمند که در کنار هم تبدیل به کوهی از اشتباهات مان شده اند، نابود و دفن می شویم و اینها همان دانه های ریز برفی هستند که اگر از نوع اشتباه و نادرست باشند کم کم می توانند جان ما را می گیرند یا ما را در خودشان دفن کنند و اگر از جنس سازنده و درست باشند می توانند ما را به اوج پیشرفت و موفقیت و هرچه که می خواهیم برسانند.

 یکی از نمونه های آشکار، فراگیر و تقریبا عمومیِ از همین کارهای مُضرّ اما کوچک و کم اهمیت، دریافت پیوسته خبرهای منفی یا گوش کردن اخبار در مورد نابودی ها، خرابی ها و کُشت و کُشتارهای دنیاست. (در این مورد میتوانید فایل خبرهای منفی شما را می کشند را در سایت گوش کنید). در وحله اول ما می گوییم خب این که چیزی نیست یک ذره اخبار است دیگه مگر چه میشود؟ اما انجام متوالی و پی در پی گوش کردن خبرهای منفی روزانه ای که در آن لحظه فقط ذره ای یا کمی ما را ناراحت میکنند و ما آنرا بی اهمیت یا کم اهمیت میدانیم به مرور زمان تبدیل به انزجار، خشم، نفرت، بی اعصابی، استرس، تنش و سرانجام در نهایت به بروز یک بیماری سخت در ما می شوند. این را باور کنید.

شما در نظر بگیرید که هر روز یا هر دفعه که از هر کانالی ناراحت می شوید یک عدد ماسه ریز را فرو میدهید. یا اصلا اینطوری فکر کنید، آن چیزی که هر بار شما بعنوان ناراحتی و درد و همدردی در مورد دریافت یک خبر منفی و ناراحت کننده فرو می دهید به ازای آن یک ماسه بسیار ریزی را درون یک کیسه بیندازید، بعد آخر سال نگاهی به آن کیسه بیندازید، مطمئنا متعجب می شوید و باورتان نمی شود که شما در طول یک سال این همه غصه و درد بی دلیل را در خود فرو داده اید و الان اندازه یک تیکه سنگ یک کیلویی شده است. حال تصور کنید 5 سال این ماجرا را ادامه دهید و روزانه ده ها یا صدها بار انواع خبرهای ناراحت کننده، مسموم کننده، ناامید کننده و پر از ترس را گوش می کنید و میشود روزانه صدها ماسه ریز بمدت 5 سال که شما آنها را در خود ذخیره کرده اید، و الان انداره آن سنگ به 5 کیلو رسیده است. به نظرتان الان قرار است چه اتفاقی برایتان بیافتد؟

آشکار شدن بیماری

مطمئنا دیگر ظرف شما بیش از اندازه پر شده است و با فشاری که بر اثر تراکم سنگ ها بر آن وارد شده است، ظرف شما در حال ترک برداشتن است. و این به آن معناست که الان باید از یک جای بدنتان این اضافه ها بزند بیرون. چون فضای داخلی برای جمع آوری خشم ها، نفرت ها، ناراحتی ها و هزاران کوفت دیگر که فرو داده شده است پر شده است ولی ورودی آن همچنان باز است و همچنان از هر طرفی این ماسه های کُشنده در حال ورود هستند و اکنون که فضا پر شده است بدنت را می ترکانند و دردی به نام سرطان، دردی به اسم تیروئید، دردی به اسم فشار خون، چربی، ایست قلبی و یا هزاران چیز دیگر تو را فرا می گیرد. بعد دیگرانی که از پیشینه و بک گراند تو خبر ندارند می گویند این اصلا تا دیروز هیچیش نبود یک دفعه یجایش درد آمد بردیم بیمارستان و آزمایش و سرانجام گفتن سرطان داره!

من میخواهم این را بذارم تو ذهن شما و این آگاهی را به شما بدهم که این سرطان یک دفعه ای و از دیروز شکل نگرفته است. این مال فرو دادن همان ماسه های ریز و کم اهمیت سال های قبل است که تو بهایی به آنها نمی دادی و روزها و سالها بطور پیوسته و هر روز آنرا انجام دادی. این مال اونروزها و آن سالهاست، نه مال دیروز و به یکباره! اگر تصورتان این است که این دردها به یکباره و بی دلیل و اتفاقی برایتان یا برایشان پیش آمده است به شما بگویم که همگی این مسائل ریشه در افکار و رفتار گذشته شما و چگونگی برخورد با خودتان و با وجودتان دارد. حال اگر هنوز سلامت و تندرست هستید و در حال تکرار همین کارهای نادرست و ریز و مرتبا هر روز مقداری از این ماسه های ریز را با خود می بلعی و تکرار می کنی من به تو این هشدار را می دهم که هر لحظه خطر در کمین است. اگر جلوی آن را ببندی لاقل دیگر ورودی ماسه نداری و احتمالا دیگر بدنت برای باز کردن فضا تَرَک بر نمی دارد ولی باز هم ماسه های قبلی مطمئنا باعث ناآرمی ات و آزار و اذیتت خواهند شد که برای درمان آن هم راه حل هایی وجود دارد. اما اگر جلوی ورودی اش را باز گذاشته باشی و به این حرف ها اهمیت ندهی، نمی توانی آینده خوبی که از سلامتی برخوردار باشی برای خودت تصور کنی!

موفق باشی  

چه امتیازی میدهید
3.5 2 رای ها
به این مطلب امتیاز دهید

      قوانین ارسال دیدگاه

  • چنانچه دیدگاهی توهین آمیز باشد و متوجه اشخاص مدیر، نویسندگان و سایر کاربران باشد تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاه شما جنبه ی تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.
  • چنانچه از لینک سایر وبسایت ها و یا وبسایت خود در دیدگاه استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش مطرح شود تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاهی کوتاه و در حد عالی بود باشد تایید نمی شود.
اشتراک گذاری در
اطلاع از
7 دیدگاه ها
بازخورد داخلی
مشاهده همه دیدگاه ها
مریم طیبی
مریم طیبی(@tayyebim71gmail-com)
۱۴۰۰-۱۰-۱۵ ۱۶:۵۱

سلام درود فراوان بسیار عالی بود واقعا مثل همیشه لذت بردم واقعا باتکرار وتکرار هرچه بیشتر در ذهنمون باورهامون قویتر خواهند شد

ناهید ناصحی
ناهید ناصحی(@nahid-n-gmail-com)
۱۴۰۰-۰۶-۲۰ ۱۳:۴۳

سلام ودرود .بله استاد درست فرمودین برف بباره نمیتونه خطرناک باشه وسریع آب میشه واصلا شاید بخندیم که برف نمیتونه منو بکشه ولی اگه زیاد بشه وچند روز بباره روی هم تلمبار سه خورشید تو آسمون نیاد که آب بشه برف روی تلمبار بهمن درست میشه ویا کسانی هستند تو منطقه ی سرد سریری که برف و باد میاد حتی از سرما میمیرن ..ودرمورد موفقیت یا شکست ..وقتی که من قانون بلد باشم مهری درسته وبا ذهن درست کارهای شایسته انجام بدم وروی هم جمع میشه.وموفقیت من حتمی وحتی شاید مثل افراد مشهور اسم من یه روز دانش آموزان ومردم بدونن وزبان زد همه بشم ..پدر مورد بیماری هیچ از اول بیمار دنیا نمیاد وقتی غم وغصه تلمبار بشه وفکرمون دنبال بیماری وغصه باشه صد درصد انواع بیماری سراغمون میاد وحتی زودتر از اونی فکر کنیم از پا در میایم ودرذمورد فقر وقتی من فکر م‌همش از نداشته هامون حرف بزنم وبگم وناله کنم هیچ وقت ثروت سمت من نمیاد و همیشه تو وضعیت که اسمش گذاشتم شانس یا بدبختی باید زندگی کنم وفرزندانم همین میپذیزن وهیچ وقت برای ثروت تلاش نمیکنن و همچنان الگوشون من هستم ..پس باید قانون بشناسم وذهنم را پاکسازی کنم تا موفقیت برام ختمی بشه ممنونم ‌سپاسگزارم

مهتاب سلیمانی
مهتاب سلیمانی(@mahtab-sole58gmail-com)
۱۴۰۰-۰۶-۱۹ ۱۷:۰۴

درود
عالی بود استاد
همه جمله ها جای تامل و تفکر داشت …الان کم کم دارم متوجه میشم چرا شما اینقدر تاکید دارید:تکرار تکرار تکرار……واقعا تا تکرار نباشه توی گوشت و پوست و خونمون نمیره .باید به جانمون بنشینند ….سپاسگزارم از وجود پرخیر و برکتتون

زهرا طیبی
۱۴۰۰-۰۶-۱۴ ۲۰:۳۸

باسلام خدمت استادگرامی
دقیقا حرفها ونکاتی رو که می فرمایین درست است هرچیزکه بطورپیوسته وآرام انجام می دهیم وبرای آن وقت می گذاریم قسمتی اززندگی مامی شود
توجه ودقت به خواسته ها و آگاهی ها که هرروزه برمیزان آن افزوده می شود ویا بالاعکس توجه بربیماری اخبارمنفی غم غصه ناآرامی های بیشتر
این ماهستیم که قدرت انتخاب داریم توجه برکدام قسمت از زندگی شادی ورقص وهیجان یا غم وغصه بیماری
پس بازهم نکته مهم وهمیشگی من مسئول سرنوشت زندگی خودم هستم

عصمت مرتضوی
عصمت مرتضوی(@e-mortazavilahijanigmail-com)
۱۴۰۰-۰۶-۰۶ ۱۷:۰۴

درود بر استاد ضیاء گرامی
مقاله بسیار آموزنده ای بود و ایکاش اموزشهایی که امروزه دریافت میکنیم ، خیلی سالیان قبل گرفته بودیم چون کوهی از شن ریزه ها در درونمان انباشته نشده بود ولی جای بسیار خوشحالی و شکرگزاری هست که از مدت زمان کوتاهی که با این سایت و استاد بزرگوار آشنا شده ام ، حداقل ورودی جدید ندارم و با مرتب گوش کردن فایلها و خوندن مطالب ، توستم بسیاری از انباشتهای مضر رو که آدمها در وجودم ایجاد کرده بودند ، پاک کنم و این حال خوب و رو به بهبودی را مدیون استاد و اموزشهای ارزشمند ایشان هستم 🙏

سحر توکلی
سحر توکلی(@tavakooliisahar1362gmai-com)
۱۴۰۰-۰۶-۰۶ ۱۵:۱۴

با درود فراوان بر آفریننده عشق ❤

استادضیاء نازنین کلمات و واژه ها برای بیان کردن حس درونی ام نسبت به شما کم میاورند .
شما فرشته نجات سحر درونی من بودید من تا نفس میکشم سپاسگزار خداوند هستم که شما را در مسیر راه من قرار داد .

من از ۱۱ خرداد ۱۴۰۰ دوباره متولد شدم .و الان چند ماهه هستم و ان سحر قبلی تبدیل به سحری زیبا و سبک بال شده است .

استاد سپاسگزارشما هستم که به واسطه این همه آگاهی زیبا و ساده و دلنشین کاری کردید که من جلوی سنگ ریزه های ذهنم را بگیرم که من جلوی بارش آن دانه های برف سبک و بی ارزش را بگیرم .

استاد عزیزم شما با فایلهاتون کاری کردید برای سحر که در درونش بهمن و کوه و طوفانی که در حال شکل گیری بود از پا درآیند و متوقف شوند.
استاد شما ناجی سحر بودید . شما یک فرشته به تمام معنای واقعی کلمه هستید .

همینجور ما خونه خودمون رو هر روز در حال تمیز کردن هستیم و ذره ذره آشغالها و خاک روی وسایل را پاک میکنیم.آیا تا حالا نسبت به خونه دلمون چه کار کردیم ؟؟؟
هر روز نگاه میکنیم که گردو غبارش رو پاک کنیم و جارو کنیم و دستمال بکشیم و چرک و کثافت و کینه و خشم رو از درونش پاک کنیم .

اگر خونه دلمون رو پاک نمیکنیم و تمیزش نمیکنیم دلیل این حال ناراحت و غمگین و افسرده ما همین خاکها و ناپاکیها و الودگیهاست .
استاددددددددددددد عزیزم 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
من الان دلم رو نسبت به یک دوست عزیزی که به واسطه یک انتقادم برداشت بدی کردند و تصمیم نادرستی نسبت به من گرفتند را بخشیدم و تمام خونه دلم رو اب و جارو کردم و بهش صفا میدهم.

استاد مرسی ، به خدا تکین خاصین ویژه این، عجیب و شگفت انگیز هستین .
❤❤❤❤❤❤❤🌹🌹🌹🌹
چندروز بود حال دلم بد شده بود و سکوت تمام وجودم رو فرا گرفته بود در ظاهر ساکت بودم ولی در درونم بارش برف و هجوم سنگ ریزه های زیادی خونه دلم را داشت پُر میکرد.
به واسطه این مقاله طلاییییییی که فقط میخوام بوسش کنمممممممم یه تکون اساسی خوردم و الان رفتم تا خونه دلمو پاک کنم و آب و جارو کنم .

یه تابلوی زیبای نقاشی در روز اول فقط و فقط یک صفحه سفید است و بستگی دارد که یک هنرمند روی ان نقاشی کند یا یک بچه دوساله که هر کدام زیبایی خودش را دارد .

بله آن تابلوی نقاشی یواش یواش با طراحی اولیه که سیاه و سفید و بدون رنگ است و یواش یواش با ترکیب رنگهای زیبا و چشم نواز صفحه سفید نقاشی ما رنگی میشود و جان میگیرد . و میشود تابلوی نقاشی ای که بر سر خریدن آن میلیونها تومان حاضریم پول بدهیم .

همه ما به واسطه افکار و بینش و دیدگاههای خودمان است که صفحه سفید زندگیمان را نقاشی میکنیم .حال بیاییم بهترین نقش و زیباترین رنگها را استفاده کنیم تا بعد از تمام شدن نقاشی از دیدن آن نقاشی لذت ببریم و به شکلی همه، تابلوی نقاشی زندگیه مارا به همدیگر نشان دهند و از دیدن آن لذت ببرند .

اخ چه قدر زیباست زمانی که دلت را پاک کنی و آرامش تمام وجودت را پر کند

مهتاب سلیمانی
مهتاب سلیمانی(@mahtab-sole58gmail-com)
۱۴۰۰-۰۶-۰۵ ۰۳:۰۱

استاد ضیا چقدرررر قشنگ مثال میزنید.استاد چقدر خوب که من شبی خوابم نبرد و بیدار بودم و اومدم سایت شما.
ای واااای که چقدر ماسه چقدر سنگربزه توی وجود بیگناهنمان کردیم.مهتاب منو ببخش😉 خدارو شکر میکنم که الان چندوقتی هست که به حرفها و فایل های پراز مطلب شما با دقت گوش میدم و سعی میکنم عمل کنم ….دیگه سنگی روی سنگهای قبلی اضافه نمیکنم….و یقین دارم با ورودیهای جدید و مفید و مثبتی که وارد جسم و جانم‌میکنم با آگاهی سنگهای قبلی را هم ذره ذره خرد میکنم و بجاش عشق میکارم.ممنون استاد ضیاممنون فرشته نجات ما ممنون

7
0
فکر شما را دوست دارم ، لطفا نظر دهید.x
()
x