زهرا طیبی دانشجوی دوره های سفارشی

دوره های سفارشی

دانشجو: زهرا طیبی

به نام خالق زیباییها

سلام و درود خدمت استاد عزیز و دیگر دوستان

زهرا طیبی هستم

خدا رو شاکرم بابت شرکت در دوره های سفارشی و این گروه. دقیقا پنج سال پیش بود در شرایط روحی خوبی نبودم در یک مساله کاملا سخت و پیچیده گرفتار شده بودم دستم از همه جا کوتاه بود، به هر دری می زدم که شاید بتوانم مساله ام  را حل کنم خیلی دعا می کردم، کارم شده بود گریه و ناراحتی مدام غصه می خوردم و هیچ کاری از دستم بر نمی آمد، از دست خدای خودم خیلی ناراحت بودم که چرا مساله من را حل نمی کند، مدام شکایت و گله می کردم، البته از اول اهل اینکه با کسی صحبت کنم و از ناراحتی های زندگی بگم نبودم ولی با خودم خیلی کلنجار می رفتم تا اینکه توی یک شرایطی درخواست رو داده بودم کمک کمک کمک …………………. چند باری در مورد انرژی و افکار مثبت و منفی شنیده بودم، ولی خیلی اطلاعات نداشتم به طور کلی به این موضوعات علاقه داشتم، و در همین ایام بود که خواهرم برای من یک لینک کانال تلگرامی فرستاد و گفت که خیلی حرفهای خوبی می زنند گوش کن. من هم چون همه ی راهها رو رفته بودم،گفتم این رو هم امتحان می کنم. وارد کانال شدم و شروع کردم به گوش دادن فایل ها و مطالب کانال رو می خوندم . آن زمان اسم کانال تلگرام گروه اندیشه سبز بود .ولی حقیقتا خیلی مشتاق نبودم، جسته و گریخته گوش می کردم .
اما کم کم حال روحیم بهتر شد و خیلی از گذشته فاصله گرفته بودم، ولی همچنان استرس به دنبال من بود تا اینکه در تاریخ اسفند سال 98 استاد در سایت گذاشتند که قراره دوره ی سفارشی راه رسیدن به رویاها رو شروع کنند. یکدفعه با تمام وجودم دلم این دوره سفارشی رو خواست. به استاد پیام دادم گفتم نمی دونم چی هست ولی میدونم که قراره زندگیم تغییر کنه. هر روز منتظر و مشتاق شروع این دوره بودم، چند بار به استاد پیام دادم استاد از دوره سفارشی چه خبر؟ گفتند: صبرکن بزودی میاد و بی صبرانه منتظر، الان که دارم این مطالب رو می نویسم دوباره حالم دگرگون شد مثل قبل همان حس عالی زنده شد. دوره رویاها رو خریدم و شروع کردم و با هر بار گوش دادن به فایل ها آگاهی جدیدی به من افزوده می شد، سراپا علاقمند به گوش دادن و یادگیری، کم کم باورهای قدیمی رو شروع کردم به پاک کردن خیلی راحت نبود باورهایی که یک عمر در من شکل گرفته رو سریع پاک کنم و از بین ببرم زمان برد. یادم هست فقط باور چشم زخم در من هشت ماه طول کشید تا درکش کنم که همه چی از درون ما اتقاق می افتد و به دیگران ربطی ندارد. ولی هر روز که می گذرد حسم عالی و آگاهی هایم بیشتر و علاقه ام همچنان بالاست طوری که هر بار دوره ای می آید با تمام وجودم خواستار خرید و تهیه آن هستم. چون من چیزی رو یاد گرفتم که در هیچ جا پیدا نمی کردم . کم کم باورهای جدید در حال شکل گیری بودند. البته خودم اوایل متوجه نمی شدم به قول استاد؛ در موقعیت هایی که قرار می گرفتم خودشون رو نشان می دادند. من تغییرات فراوانی رو در زندگیِ جدیدم تجربه کرده ام ،اضطراب خیلی زیادی داشتم، طوری که مثلا فرزندانم از خانه بیرون می رفتند برای مدرسه تا ظهر که بر گردند مدام فکر می کردم که برایشان اتقاقی نیافتد همیشه نگران و مضطرب و پریشان، حال درونم خیلی آشفته بود ولی خواست خدا بود که در این راه قرار بگیرم و بتوانم بر این حجم از استر س غلبه کنم. مورد دیگری که تغییر داشتم در مورد نوع نگاهم به زندگی بود همیشه از اینکه در آینده قرار است چه اتفاقی بیافتد و یا از لحاظ روحی خیلی به دیگران وابسته بودم و مدام از تایید یا انتقادشان نگران بودم. حرفهای دیگران خیلی روی من تاثیر می گذاشت، طوری که از زندگی ام لذتی نمی بردم چون ملاک زندگیم حرفها و یا نگاه دیگران بود که خدا رو شکر این هم تغییر کرده، مورد بعدیم در مورد مرگ و از دست دادن انسان هایی بود که در کنارم بودند کارهایی که در مراسم ها انجام می دادند، حس خوبی به لباس مشکی کارهای اضافه ای که از نگاه دیگران باید اتفاق می افتاد نداشتم مثلا تا چهل روز مراسم و تا یک سال در جشن و شادی شرکت نمی کردند و خود یا بقیه رو اذیت می کردند. خب من به یک باره بر این باور غلبه کردم ،و در اولین مراسم سعی کردم خود واقعی باشم کارهای قبل رو تکرار نمی کردم از لحاظ الانم اعتقاد به این دارم که برای زنده ها باید کاری کرد محبت و عشق رو نثارشان کنم و رسالتم این باشد که خوبی کنم و برای دیگران آرزوی سلامتی عشق و آرامش داشته باشم. در این باره خیلی حرفها شنیده ام ولی می دانم برای ایجاد یک باور و اعتقاد داشتن به آن از کنار این حرفها باید گذشت تا خود جدیدم شکل بگیرد، و من همان انسانی باشم که منحصر به فرد است با کلی ایده و خلاقیت، حس آرامشی که در این روزها دارم قابل توصیف نیست. هر لحظه از زندگی ام لذت می برم، صبور شده ام و با تمام وجود دیگران رو دوست دارم سعی کردم رابطه ام رو با خدا قوی تر کنم قبلا از وجود خداوند خسته شده بودم، و از درگاهش ناامید ولی الان عاشقانه می پرستمش و حضورش را در کنارم حس می کنم و تمام این اتفاقات چیزی نبود جز خواست خودم و خدا که من را در این انتخاب و این مسیر هدایت و همراهی کرد و گوش دادن با تمام وجودم به حرفهای استاد بدون اینکه قضاوتی داشته باشم در مسیرم. خدایا شکر بابت حضورت و شکر بابت آمدنم در این مسیر. سپاس گزارم، سپاس گزارم ،سپاس گزارم.

 


 

فایل تصویری

دانلود فایل


 فایل صوتی

دانلود فایل

 

شرکت در دوره های سفارشی:  دوره الهام بخش راه رسیدن به رویاها

شرکت در دوره های سفارشی:  دوره جامع راز قوانین زندگی گام اول

شرکت در دوره های سفارشی:  دوره معجزه سلامتی


با نوشتن دیدگاه به درکِ بیشترِ همه مان کمک می کنید


 

3.8 4 رای ها
امتیاز شما به این مطلب
7
0
فکر شما را دوست دارم ، لطفا نظر دهید.x