ناهید ناصحی دانشجوی دوره های سفارشی

دوره های سفارشی

دانشجو: ناهید ناصحی

بنام خالق عشق و زیبایی.

سلامی به گرمای خورشید ٫به روشنایی مهتاب، سلامی از جنس عشق به تک تک شما عزیزان. عزیزانی که وجودتون سرشار از عشق خدایی است .😍😍من ناهید هستم 33 ساله 💜اگر بخواهم از شخصیت ناهید یک سال پیش صحبت کنم باید رمانی پر کنم که فقط تمام صفحاتش پر از غم و اندوهی است که خودم برای خودم رقم زده بودم.

ولی وجود تک تک شما عزیزان آنقدر برایم ارزشمند است که نمی خواهم با خواندن این مطالب انرژی منفی دریافت کنید. خلاصه بگم… زندگی ناهید سابق تا سال گذشته چیز زیبایی برای تعریف ندارد جز تولد دو تا فرزندانم . من ۳۲ سال با باور های غلط زندگی کردم و به اون زندگی پر از چالش و بیمارگونه عادت کرده بودم. الگوی من پدر و مادری بودند که تمام دوازده ماه سال را بخاطر باورهاشون ناراحتی برای خودشون می خریدند.

آنها بیش از اندازه خرافاتی هستند و من و برادرانم نیز اون باور ها رو پذیرفته بودیم که زندگی فقط همینه، باید بسوزیم و بسازیم. تنها امیدی که پدرم به ما می داد این بود که خداوند به کسی که خیلی دوستش داره سختی زیاد می دهد تا اون بنده همیشه صداش کنه و ما هم پذیرفته بودیم و باور کرده بودیم که با تحمل شرایط بد و سخت در نهایت آخرت خوبی رو داریم.

حدود یک سال پیش به یکباره ورق برگشت و خداوند به وسیله ی استاد عزیزم که پیام آور خداوند است دستم را گرفت. من از طریق دوست عزیزی به خانم ایرانمنش عزیز معرفی شدم و ایشون مثل فرشته ای مهربان با تمام بی حوصلگی های من که یه زن بی اعصاب بودم و فقط حرف، حرف خودم بود،😔با صبوری تمام جواب سوالات من را می داد و راهنمایی ام می کرد.

تقریبا یک هفته طول کشید که من متقاعد شدم که می تونم زندگی عالی برای خودم بسازم. سایت را به من معرفی کردند از من خواستند که یک ایمیل برای خودم بسازم و در سایت ثبت نام کنم، با آنکه تمام توضیحاتی که لازم بود را به من دادند باز هم من موفق به انجام این کار نشدم و ایشان با صبوری و محبت شان برای من ایمیل درست کردند.

بعد از آن بخاطر استرس و عجله ای که داشتم، چندین بار ایمیل و رمز رو اشتباه وارد کردم و مسدود شدم تازه اعتراض هم می کردم که من نمی تونم وارد بشوم. ولی باز هم ایشون به من امید و انگیزه به می داد که میتونم و بیشتر سعی کنم.

با حرف های قشنگ شون ترغیب شدم و بالاخره موفق شدم وارد سایت شدم ،،، ابتدا با سریال امپراتور عشق شروع کردم و جوری آرام شدم که فایل استاد شده بود مسکن روح ام. وقتی به خود آمدم دیدم من که روزی چند تا قرص آرامش پخش می‌خوردم الان چند روز است که بدون قرص راحت خوابیدم و اذیت نشدم، پس احتمالا اتفاقی برای من افتاده بود.😊

بعد از دو هفته یه روز با همسرم بحثم شد و اون ناهید عصبی مقصر بود چون بسیار شکاک شده بودم (البته الان این را فهمیده ام و پذیرفتم) وگرنه قبلنا اصلا حق را به کسی نمی دادم و خیلی خودخواه بودم، اون روز با فرزندانم به پارک رفتم تا بلکه آرامش پیدا کنم و امواج منفی از من دور شوند، اونجا با همان حال عصبی چند بار ایمیلم را زدم که وارد سایت شوم ولی خطا می زد بعد از چند بار که اشتباه زدم مسدود شدم.

به خانم ایرانمنش پیام دادم که ایشان مثل همیشه با حرف های قشنگ شون آرومم کند، ولی متاسفانه اون روز آنلاین نبودند و دیکه کم کم طاقتم سر رفت و به خانه برگشتم ولی از درون قلبم گفتم ای کاش امروز خانم ایرانمنش بود ای کاش کسی با من حرف می زد تا آروم بشم اشک هام سرازیر شده بود تا اینکه به خانه رسیدم اول رفتم سراغ قرص هام ولی انگار تمام شده بودند.

فقط یه مسکن سردرد خوردم و گوشی ام را برداشتم که یه دفعه دیدم پیامی از یه خط ناشناس به من داده شده. نوشته بود سلام خانم ناصحی عزیز الان شما رو از مسدودی در آوردم، دوباره امتحان کن و وارد سایت شو، تعجب کردم ولی گفتم حتما از پشتیبانی سایت باشه یا یکی از هم‌ گروهی های تلگرامی هستند.

من نوشتم، شما؟ و ایشان فرمودند حسینی هستم، من اصلا نشناختم و متوجه نشدم کدوم حسینی! تا اینکه فرمودند خانم ناصحی سوال خاصی داری بگو تا راهنماییت کنم. تشکر کردم و گفتم نه! فقط عصبی هستم و ادامه ندادم، ولی دیدم نوشتند چرا عصبی هستی مشکلی چیزی پیش آمده>!!!

ایشان متوجه شدند که من نشناختم شون و گفتم مشکل که زیاده ولی فقط باید با خانم ایرانمنش حرف بزنم، که گفتند من اینجام سوالی داری بپرس، من خودِ استادم !!! باور کنید اشکم سرازیر شد باورم نمی شد ، گفتم مگه میشه؟ من که دوره های سفارشی رو خریداری نکردم چرا استاد باید به من پیام بدهد ،،🤔

از من خواستند که باهاشون صوتی تماس بگیرم تا کمکم کنند. باورم نمیشد که واقعا خداوند صدامو شنید، با خوشحالی زنگ زدم و داد میزدم .،، اری استاد بود و ایشان فرمودند ندای درونی شان باعث شده به من پیام بدهند. من که اصلا شناختی نداشتند و هنوز جز دانشجوهای استاد نبودم.

آن روز آرام شدم و مطمئن شدم که انتخاب شده ام و این ها همه نشانه هایی از سمت خداست و باید تا تهش بروم. با آنکه از نظر مالی صفر بودم ولی از پدرم پول قرض کردم و اون مبلغ ناچیز برای خرید دوره را واریز کردم و از آن روز زندگی جدید من آغاز شد بعد از آن تاریخ نتایج مهم و بزرگی گرفتم که هیچ کس باورش نمی‌کرد. (کامل در مصاحبه ام توضیح دادم)

یکی از رویاهای قشنگی که برای من بسیار قشنگ و ارزشمند بود، برای منی که سال ها پیش ازدواج کرده بودم ولی از همسرم دور شده بودم بخاطر اون باورهای غلطی که نسبت به همسرم داشتم. من چون قوانین را نمی شناختم و چیزی از خلق شرایط توسط خودم نشنیده بودم هر روز مثل بذر به افکار مریضم آب می دادم و بزرگش می کردم.

اصلا هیچ حس عاطفی بین ما نبود، من از همسرم تو این سال ها بتی ساخته بودم، طوری شده بود که هر روز ازش دورتر و دورتر می شدم. بارها قصد خودکشی داشتم، بارها خواستم جدا شوم. من باور کرده بودم که اون من رو دوست نداره و دقیقا همون رفتار های غلط را از ایشان دریافت می کردم.

همین همسر بعد از تغییر باورهای من در هشت اسفند که تولد من بود و من قبلش توی دفتر آرزوهام نوشته بودم که میخواهم همسرم غافلگیرم کند و برایم تولد بگیرد، بدون آنکه کسی به دفتر من دسترسی داشته باشد، دقیقا شب تولدم همسرم غافلگیرم کرد و یک تولد کوچیک به همراه دوستم و همسرشان برایم گرفت و کادوی زنجیر و پلاک طلا برایم خریده بود. اصلا باور نمی شد، حتی کسی یادش نبود که تولد منه.

اکنون بعد از تغییر باورهایم همان همسری که فکر می کردم من را دوست ندارد به هر بهانه ی شاخه گل برای من میخرد، الان آنقدر روابط ما عاشقانه شده که باعث تعجب همگان شده، الان من فهمیدم که باید اول به خودم عشق بورزم آرام باشم و باورهای مثبت خوب داشته باشم تا بتوانم از همسرم، خانواده ام و دوستانم محبت دریافت کنم.

همه ی این تغییرات و اتفاقات زیبا را مدیون استادم هستم که باورهای بی اساس و پوچ من را با سخنان ارزشمندشان عوض کردند 😍😍درسته، هنوز کامل نیستم و باید روی خودم کار کنم تا انشالله فرد مفیدی حداقل برای خانواده ام باشم ولی همینکه در حال بهبود هستم و در مسیر رشد قدم بر می دارم خدارو شکر میکنم.

من اینجا خلاصه نوشتم و همه چیز را کامل در مصاحبه توضیح دادم. از جذب های ماشین و گوشی و…

توضیح دادم که چطور نگاه خداوند به من و ایمان قلبی من به خدا و استاد باعث شد به طرز عجیبی و معجزه وار از نظر بقیه برای من چیزهایی رخ بدهد که هیچکسی نتواند باور کند.

من باور کردم ابر قدرت هستم، من باور کردم توانایی خلق کردن همه چیز را دارم و خداوند نتیجه ایمان من را از طریق استاد که پیام آور خداوند هستند و دستی از دست های خداوند در زندگی من آشکار کرد،،،

من تو این یک سال هنوز هیچ وقت لنگ پول نشدم و همیشه خداوند همراه من بوده و هست و در هر کاری در کنارم قدم می زند مثل یک دوست راهنمای من شده، من باورش کردم . پس باور کنید و عمل گرا باشید دوستان عزیز. (.ایمان + عمل )

استاد عزیزم دست های پر مهرت را می‌بوسم و تا ابد مدیون شما هستم با افتخار سر تعظیم فرود می آورم و عاشقانه مثل پدر مهربان دوست تون دارم و به خودم می بالم که شاگرد شما هستم ،😍😍😍خدا قوت مرد بزرگ …..

 


فایل تصویری

دانلود فایل


 فایل صوتی

دانلود فایل

 

شرکت در دوره الهام بخش راه رسیدن به رویاها

شرکت در دوره جامع راز قوانین زندگی گام اول

شرکت در دوره معجزه سلامتی


با نوشتن دیدگاه به درکِ بیشترِ همه مان کمک می کنید


 

3 8 رای ها
امتیاز شما به این مطلب
6
0
فکر شما را دوست دارم ، لطفا نظر دهید.x
()
x